درس يازدهم : نقش ايرانيان در توسعهء علوم ( 2 )
جغرافيا
كلمهء « جغرافيا » تا مدتها بر علم يونانى و به خصوص علم بطلميوس دلالت مىكرد و بدون حرف تعريف در زبان عرب استفاده مىشد . از آن با عنوان « علم راهها و سرزمينها » و يا « علم تعيين موقعيّت كشورها » ( المسالك و الممالك ، علم تقويم البلدان ) تعبير مىكردند « 1 » . پس از ظهور اسلام و توسعهء سياسى مسلمانان در آسيا و آفريقا فرصتى به آنان دست داد تا اطلاعاتى جمع آورى كرده ، تجارب و مشاهدات خود را از سرزمينهايى كه زير سلطهء آنان قرار داشت يا در همسايگى مسلمين واقع بود ، ثبت كنند « 2 » در زمان عباسيان كه ادارات دولتى را به نحو اساسىترى سازمان دادند ، از عمدهترين وظايفى را كه بر عهدهء رياست امور پست ( صاحب البريد ) گذاشتند ، برقرار ساختن ارتباطات ميان بخشهاى مختلف آن امپراطورى بسيار گسترده بود . براى اين منظور به اطلاعات وصف الأرضى ( جغرافيا ) احساس نياز گرديد . از سوى ديگر جهانگردان نيز اخبار و اطلاعاتى را بيان مىكردند كه مبناى مطالعات جغرافيايى گرديد « 3 » و در رشد و توسعه علم جغرافيا بسيار مؤثر افتاد . بدين ترتيب علم جغرافيا در آغاز قرن سوم هجرى پا به عرصهء وجود نهاد كه نخست با علم تاريخ پيوسته بود ، اما به تدريج به يارى تأليفات خاص منشيان دولتى جهتى گسترده پيدا