تمدن ايران با ايجاد حلقههاى ارتباط ميان حوزههاى تمدنى و معرفى آنها به همديگر خدمتى عظيم به تمدن عمومى عالم نمود . پيش از شكل يا بى امپراتورى هخامنشى چند مركز تمدن در سرزمينهاى شوش ، بابل ، كلده ، آشور و نواحى نيل وجود داشت و اهالى هر منطقهاى گامى مهم در راه تمدن نهاده بودند ، ولى هر يك از ميزان ترقى و برآوردههاى ديگرى غافل و بى خبر بودند . گردآورى اين حوزههاى تمدنى زير چتر يك حكومت مركزى قدرتمند و استقرار نظم و امنيت باعث جلوه نمايى و درخشش آنها گشت . با جمع آورى معلومات و معارف اين تمدنها و كسب فرهنگ و دانش و هنر آنها ، تمدنى غنى در ايران شكل گرفت كه بقايا و آثار آن را مىتوان در تمدن درخشان اسلامى مشاهده كرد . « 1 » البته لازم است بيان شود كه هر چند ايران زمين بخش قابل توجهى از جنبههاى تمدنى خويش را از تمدنهاى ديگر اقتباس نمود ، ولى اين مسئله يك جانبه نبوده و بسيارى از آثار و فرهنگ تمدن ساير ملل از ايران سرچشمه گرفته است .
علم و هنر در ايران باستان
تمدن ايران باستان در عرصه فرهنگ و دانش نيز از رونق و اعتبار خاصى برخوردار بوده است . ايرانيان به لحاظ خط و زبان سابقهاى ديرينه داشته و همواره در برابر قبايل مهاجم اين مؤلفههاى فرهنگى خويش را حفظ نمودهاند « 2 » . در عصر هخامنشى ايرانيان خط ميخى را از صورت رمزى به صورت الفبايى در آوردند و خطى صحيح و آسان ابداع كردند . « 3 » از مصاديقى كه بر رونق و اعتلاى تمدن ايران باستان مهر تأييد مىزند ، وجود مدارس و مراكز علمى در برخى از شهرهاى اين سرزمين است . در اين ميان دانشگاه شهر جنديشاپور داراى شهرت و عظمت خاصى بوده است . اين دانشگاه از كانونهاى مهم تعليم طب به شمار مىرفت . « 4 » خسرو انوشيروان بيمارستانى براى تمرينات علمى دانشجويان و مداواى بيماران در اين جا بنا نهاد و پزشكانى از هند و يونان را به اين مركز دعوت كرد .