تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام و ايران (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
پيروزى مسلمانان تفكر و نگرش اسلامى بر ايران پرتو افكند و ميراث فرهنگى عصر ساسانى تا حد قابل توجهى رنگ باخت . البته همان گونه كه پيش‌تر نيز اشاره شد ، فرهنگ اسلامى به آسانى و به طور همه جانبه توسط ايرانيان پذيرفته نشد و اقتباس نگرديد و هرگز فرهنگ بومى ايران زمين ، كه از قدمت چندين هزار ساله بهره‌مند بود ، در مقابل فرهنگ اسلامى محو نگرديد . « 1 »

انتشار دين اسلام

مهم‌ترين رهاورد فرهنگى مسلمانان دين اسلام و زبان عربى بود . در حقيقت مسلمانان اگر در سياست و كشوردارى وابسته ايرانيان شدند در اين دو مقوله فرهنگى كاملًا تأثيرگذار بودند . پرستش خداى يگانه و ساير مؤلفه‌هاى درخشان دين اسلام باورهاى زرتشتى را سست نموده ، موجبات گروش بخش وسيعى از جامعه را به دين مبين اسلام فراهم آورد . « 2 » با ورود اسلام آتشكده‌هاى كهن خاموش شدند و به جاى آنها محراب و مناره‌ها برافراشتند . مغ و هيربد از اعتبار افتاد و نيايش خورشيد و هرمزد رو به فراموشى گراييد و همگان روى به كعبه نهادند . از تأثيرات قابل توجه دين اسلام بر جامعه بهبود و سامان بخشى وضعيت اقليتهاى دينى بود كه پيش از آن در سخت‌ترين شرايط اجتماعى و فرهنگى قرار داشتند . اقليتهاى مذهبى تحت عنوان « اهل ذمّه » از حقوق خاصى بهره‌مند شدند و مسلمانان مىبايستى به حقوق آنها احترام مىنهادند . « 3 » آزادى فعاليتهاى مذهبى و برخورد خوشايند اسلام با اقليتها ، تأثير شگرفى در گرايش آنان به دين مبين اسلام داشت و بخش وسيعى از آنان پس از آشنايى با تعاليم انسان ساز دين اسلام بدان گرويدند .

هامش
( 1 ) . در مناطق كوهستانى و جنگلى و نواحى صعب العبور روايات دينى و آداب و رسوم ايرانيان حفظ شد . اسپهبدان طبرستان و فرمانروايان ديلم بر كيش زرتشتى باقى بودند و در مناطقى مانند فارس ، كرمان و سيستان نيز شاهد ابقاى فرهنگ سنتى و آيين‌هاى باستانى هستيم . ر . ك : ابن حوقل ، پيشين ، ص 189 و 221 ؛ اصطخرى ، مسالك و ممالك ، ص 118 و 150 .
( 2 ) . و . و . بارتولد ، پيشين ، ص 81 .
( 3 ) . فيليپ حتّى ، تاريخ عرب ، ص 79 .