تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام و ايران (فارسى) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦

زبان عربى به تدريج به زبان علمى و ادبى جامعه و وسيله‌اى براى نقل و نشر فرهنگ و تمدن اسلامى مبدل گشت . در عصر عباسيان حتى مراكزى براى ترجمه كتب ملل ديگر به زبان عربى تأسيس شد و بسيارى از آثار درخشان علمى ايران نيز توسط نويسندگان ايرانى به عربى ترجمه گشت . « 1 » رواج زبان عربى چنان بوده است كه « به خط و زبان فارسى هيچ سند تاريخى تا نيمه دوم قرن سوم هجرى به دست ما نرسيده » « 2 » است . زبان پر مايه عربى با امتزاج با زبان لطيف فارسى توسط سخنورانى مانند سعدى ، حافظ و . . . به حد تعالى خود رسيد و به عنوان زبان علمى و ادبى ايران زمين معرفى گرديد . « 3 » در هر صورت مسلمانان سعى و تلاش بسيار نمودند تا زبان عربى را در حدى وسيع بين مردم رواج دهند و در مقطع زمانى خاصى به اين امر جامهء عمل پوشاندند ؛ اما نبايد فراموش كرد زبان عربى هيچ گاه به گونهء ريشه‌اى در بطن جامعه ايران نفوذ نكرد . زبان عربى به عنوان زبان كتبى و رسمى جامعه بين اشراف ، بزرگان ، علما و شعرا آن هم عمدتاً در شهرها رواج داشت و بخش كثيرى از جامعه روستايى به اين زبان خو نگرفته ، زبان خويش را ترك نگفتند . « 4 » احتمال مىرود عدم ماندگارى زبان عربى و رسميت نيافتن آن براى هميشه در نتيجه همين عامل باشد .

اعتلاى فرهنگ تعليم و تربيت

با اشاعه آيين اسلام و در نيتجه ميراث فرهنگى اين دين ، مراكز علمى و كانونهاى معتبر علم و دانش در اين سرزمين رو به رشد نهاد . هنوز چند صباحى از ورود اسلام به ايران نگذشته بود كه دانشمندان و نويسندگان نام آورى از اين خطّه برخاستند و هر يك در زمينهء تخصص علمى خويش بزرگترين آثار را خلق كردند .
هامش
( 1 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ص 575 .
( 2 ) . غلامحسين صديقى ، جنبشهاى دينى و ايرانى در قرنهاى دوم و سوم هجرى ، ص 144 .
( 3 ) . ر . ك : عباس خليلى ، پيشين ، ص 150 .
( 4 ) . جمعى از نويسندگان ، تاريخ تمدن ايران ، ص 285 .