فتح خراسان نفوذ اسلام در سرزمينهاى شرقى توسعه يافت « 1 » و بدين ترتيب سراسر ايران جزء قلمرو اسلام درآمد . در عصر خلافت على ( ع ) ( 35 - 40 ق . ) اختلافات داخلى مسلمانان به اوج خود رسيد و تمام دوران خلافت حضرت صرف مبارزه با دسيسهها و اختلافهاى داخلى گشت « 2 » . همين عامل سبب شد پيشرفت مسلمانان در نواحى شرقى براى مدتى متوقف شود تا آنكه با به قدرت رسيدن امويان دوباره فتوحات از چند نقطه شكل گرفته و امتداد يافت .
اوضاع سياسى و اجتماعى ايران به هنگام ورود اسلام
از مطالعه منابع تاريخى چنين بر مىآيد كه مقارن ظهور اسلام در عربستان ، جامعه عصر ساسانى در اوضاع بسيار آشفته و نابسامانى به سر مىبرد و زمينه براى يك دگرگونى ژرف و اساسى در امپراتورى ساسانى از هر جهت فراهم بود . بحرانى عظيم تمام بخشهاى جامعه را فرا گرفته بود . بحران سياسى ، كه از ساختار قدرت اين نظام سرچشمه مىگرفت ، بازتاب و نتيجهء عملكرد ضعيف پادشاهان به خصوص پس از عصر خسرو پرويز ( 590 - 628 م ) بود . نفوذ فوق العاده اشراف و مغان زرتشتى كه پادشاهان براى بر تخت نشستن نيازمند پشتيبانى و حمايت آنها بودند ، حكومت ساسانى را از درون دچار تزلزل ساخته بود . « 3 » اصلاحات انوشيروان ( 531 - 579 م . ) در زمينه اجتماعى و اقتصادى براى برونرفت از اين بحران نه تنها مثمر ثمر نبود ، بلكه بر نابسامانيها افزود . اين اصلاحات سطحى و گذرا بود « 4 » و در آنها به رفاه حال بخشهاى فرودست جامعه توجه چندان نشده بود . « 5 » با مرگ انوشيروان ضعف و ناتوانى بر دستگاه فرمانروايى سايه افكند . در عصر خسرو پرويز نيز هر چند امپراتورى ساسانى جان تازهاى به خود گرفت ، ولى وى يك اشتباه سياسى بزرگ مرتكب شد كه كمك فراوانى به پيشروى مسلمانان در مرزهاى ايران نمود و آن انقراض