بعد از جنگ سرد ، ارزشهاى دين گرايانه و ديدن مدارانه انقلاب اسلامى در دهههاى اخير نقش خود را بيشتر نشان داد . گسترش روشهاى گسترده و ارتباطى چون تلگراف ، تلفن ، اينترنت ، فاكس و ايميل موجب شد ارتباط بين جوامع دينى و غير دينى عميقتر و همكارى فعالان مذهبى و سياسى بيش از گذشته در زمينههاى مختلف افزايش يابد . همچنين پس از جنگ سرد مسائل جديدى در روابط بين المللى پديد آمد كه شامل محيط زيست ، داروهاى غير مجاز ، ايدز ، تروريسم ، مهاجرت ، پناهندگان و حقوق بشر ، مىشد و براى حل و فصل آنها حضور فعالان دينى با هدفهاى سياسى تشديد گرديد ، در حالى كه دموكراسى آمريكايى توانايى خود را در حل آنها نشان نداده است . « 1 » به هر روى ، اكنون دين در ابعاد ملّى و فراملّى ( منطقهاى و جهانى ) تأثير قدرتمندى بر روى سياست دارد . مهمترين جلوه اين تأثير را بايد در بنيادگرايى دينى ديد . بنيادگرايى دينى ، دلالت بر نوعى استراتژى ويژه دارد كه مىكوشد هويت دين داران را به عنوان يك جمعيت و يك گروه در مقابل كسانى كه مىخواهند آنان را به محيط غير دينى بكشانند ، حفظ كند . گاه اين گونه حالت تدافعى ممكن است تغيير يابد و منجر به تهاجم سياسى شود كه به جست و جوى تغيير بدلهاى سياسى با اجتماعى و اقتصادى موجود است . البته دوباره بايد تأكيد كرد كه پديدار شدن دوباره دين ، يا بنيادگرايى دينى به عنوان يك اصل در سياست جهانى ، بيش از آنكه به فروپاشى كمونيسم مربوط باشد ، به پيروزى انقلاب اسلامى بر مىگردد . از اين رو ، جنگ خليج فارس در 1369 / 1990 و حمله مجدد به عراق در 1382 / 2003 را مىتوان اقدامى براى سركوب يا متوقف كردن بنيادگرايى اسلامى برآمده از انقلاب اسلامى تلقى كرد . « 2 »
تاريخ اسلام و ايران (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: عبدالحسين برهانيان
ص١٣٤
مردمى بودن ، كه از ويژگىها و ارزشهاى انقلاب اسلامى ايران مىباشد ، در جنبشها و گروههاى سياسى متعددى راه يافته است . به عبارت ديگر ، اين جنبشها و گروهها دريافتهاند
هامش
( 1 ) . ژيل كيل ، اراده خداوند : يهوديان ، مسيحيان و مسلمانان در راه تسخير دوباره جهان ، ترجمه عباس آگاهى ، ص 71 - 30 .
( 2 ) . رحيم كارگر ، آينده جهان ، ص 107 - 100 .