را به رهبر برگزيده و الهى وا مىگذارند . در واقع حاكميت الهى به صورت اراده امام تجلى مىيابد و مرزهاى اعتبارى و قراردادى موجود و حاكم بر دنياى كنونى زايل مىشود . « 1 » ويژگيهاى نظام جهانى مطلوب اسلامى با ويژگىهاى نظامهاى گذشته ، حال و حتى نظامهاى احتمالى آينده قابل مقايسه نيست . ممكن است ، ويژگىهاى اين نظامها ، شباهتهاى ظاهرى ، لفظى و شكلى داشته باشد ، ولى از لحاظ محتوايى هيچ شباهتى با هم ندارند . اين نظامى است كه انقلاب اسلامى مروّج و منادى آن در جهان است و به علت ويژگىهاى الهى و انسانى اش به بديل جهانى شدن مزورانه و فريبكارانه غربى درآمده است و به همين علت سردمداران جهانى شدن غربى ، انقلاب اسلامى را تنها رقيب خود معرفى كردهاند ، زيرا در صدد است ارزشهاى جديدى را در پهنه اداره جهان جايگزين ارزشهاى قبلى نمايد .
تاريخ اسلام و ايران (فارسى) — صفحة 133
مساهمون: عبدالحسين برهانيان
ص١٣٣
در قرن بيستم كمونيسم و فاشيسم به عنوان ايدئولوژىهاى سكولار برآمده از جهان مسيحيت غربى سر برآوردند . با شكست فاشيسم ( 1324 / 1945 ) و كمونيسم ( 1370 / 1991 ) نظام ليبرال دموكراسى خود را بىرقيب مىديد ، اما انقلاب اسلامى نظام ليبرال دموكراسى را به چالش طلبيد ، زيرا رويداد انقلاب اسلامى ، نظريه و تئورى پردازان ليبرال كه معتقد بودند همه جوامع با مدرن شدن ، بى دين مىشوند ، و دين به تدريج اهميت سياسى اجتماعى خود را از دست مىدهد را باطل ساخت . به بيان ديگر ، مدتها در رابطه با توسعه اجتماعى اعتقاد بر اين بود كه ملتها به طور اجتنابناپذير ، همزمان با مدرن شدن سكولار مىشوند ، ولى انقلاب اسلامى پيام و ارزش ديگرى را به جهان عرضه كرد و آنكه : اجتماعاتى كه به دين روى مىآورند لزوماً همگام با مدرن شدن سكولار نمىشوند . به همين دليل ، هم در كشورهاى پيشرفته ، و هم در جهان در حال توسعه ، تعداد كثيرى از مردم معتقد شدند كه مىتوانند با عضويت در گروهها و يا جنبشهاى دينى ، به طور مؤثرترى هدفهاى مادى و معنوى خود را دنبال كنند . « 2 »
هامش
( 1 ) . بريان وايت ، ريچارد ليتل و ميشل اسميت ، " دين در جهان ، " ترجمه منيژه جلالى ، روزنامه همشهرى ( 20 فروردين 1381 ) ص 6 .
( 2 ) . جميز كرث ، " مذهب و جهان ، " ترجمه حميد بشريه ، ماه نامه دانشگاه در آئينه مطبوعات ، شماره 89 ( 12 اسفند 1380 ) ص 15 .