- انقلاب اسلامى در دورهاى به وقوع پيوست كه جريان پست مدرنيسم در ربع آخر قرن بيستم وارد مرحله جديدتر و جدىتر شده بود . از اين رو ، انقلاب اسلامى ايران به عقيده بسيارى از انديشمندان غرب ، انقلابى است پست مدرنيسمى و لذا در روايت و تفسير مدرنيته جاى نمىگيرد ، و به همين دليل انقلاب اسلامى ايران مورد توجه افرادى چون ميشل فوكو ، دريدا ، ادوارد سعيد و . . . قرار گرفت . فوكو از جمله اشخاصى بود كه يافتههاى نظرى خود را در انقلاب اسلامى پيدا كرد و با چاپ مقالاتى حمايت خود را نسبت به مردم ايران نشان داد ، اگر چه با حملات شديد و تند همكيشان خود مواجه شد . به نظر او انقلاب اسلامى در ايران در غالب معنويت گرايى سياسى جاى مىگيرد ، در حالى كه عنصر معنويت قرنها در غرب به فراموشى سپرده شده بود . بنابراين ، انقلاب اسلامى نظريه و ديدگاه انقلاب ، توسعه و زندگى بدون معنويت را طرد كرد و فضاى ارزشى تازهاى را به روى جهانيان گشود كه در آن هم به نيازهاى مادى و هم به نيازهاى معنوى پاسخ داده مىشود . « 1 » - تا پيش از انقلاب اسلامى ، عمده نظريه پردازان انقلاب در عرصه جامعهشناسى گرايشهاى ساختار گرايانه داشتند ؛ يعنى سعى مىكردند با بررسى نمونه انقلابها به يك تئورى دست يابند تا بتوانند هر انقلاب جديدى را كه در جهان رخ مىدهد را با آن تبيين و حتى وقوع آن را پيش بينى كنند . خانم اسكاچپول از جمله اين نظريه پردازان بود كه انقلابها را عملى اتفاقى و خارج از اراده مىدانست و بر آن بود كه انقلابها مىآيند نه اين كه ساخته شوند ، ولى با پيروزى انقلاب اسلامى ايران كه با نوعى ساخته شدن و معمارى همراه بود ، و تئورى خود را به اين صورت تغيير داد : انقلابها مىآيند نه اينكه ساخته شوند الا انقلاب اسلامى . بنابراين ، انقلاب اسلامى نشان داد كه مىتوان يك پديده عظيم اجتماعى را ساخت و اين ارزش و مفهوم جديدى است كه انقلاب اسلامى به عرصه تئورىپردازى جهانى عرضه كرده است . « 2 »
تاريخ اسلام و ايران (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: عبدالحسين برهانيان
ص١٣١
انقلاب اسلامى در پى ايجاد نظمى بر پايه دين در جهان است . براى تحقق اين هدف ، انقلاب اسلامى دو استراتژى ( راهبرد ) را در پيش گرفته است :
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . عبدالوهاب فراتى ، رهيافتهاى نظرى بر انقلاب اسلامى ، ص 216 - 184 .