برنامهء اصلى سلسلهء پهلوى تثبيت موقعيت غرب در ايران از طريق مبارزه با فرهنگ اسلام در تمام ابعاد بود . پهلوى دوم به سياست اسلامزدايى آن چنان دامن زد كه حتى برخى از تحليل گران غربى تغيير تاريخ اسلام توسط شاه را نوعى حماقت او محسوب كردهاند . به هر تقدير ، موارد زير را مىتوان نمونههايى از اقدامات ضد دينى او به حساب آورد : دور نگه داشتن دين از سياست ، عدم اجازهء كنترل قوانين توسط فقهاى طراز اول كشور ، عدم اجراى قوانين جزايى اسلام ، ممنوعيت استفاده از حجاب اسلامى در مدارس و محافل علمى و ادارات دولتى ، ترويج فساد و بى بند و بارى و به ابتذال كشاندن نسل جوان و به انحرافات كشاندن زنان و دختران با شعار آزادى زنان ، اختلاط زن و مرد در مراكز تفريحى ، ورزشى ، كابارهها ، سينماها ، كنار دريا و . . . ترويج فساد و بى بند و بارى به نام فرهنگ و هنر ، ترويج مذاهب انحرافى ، چون بهائى گرى ، پوچ گرايى در ميان نسل جوان ، باز گرداندن ايران به دوران جاهليت و احياى شعارهاى مجوسى تحت عنوان احياى فرهنگ اصيل ايرانى و توسعه روحيهء شاه پرستى ايران باستان و . . . .
اعتراض امام خمينى اعتراض به ضديت رژيم با اسلام بود و در آغاز مبارزه وى عليه دولت و شاه ( 1341 ) به ظاهر متوجه نقض آشكار قانون اساسى از سوى رژيم بود ، ولى به تدريج امام خمينى ( ره ) به موضوعات اساسىترى چون اعتراض به اصلاحات غرب گرايانه شاه ، تبعيّت وى از قدرتهاى خارجى ( آمريكا و اسرائيل ) و به ويژه ضديت نظام شاهنشاهى با اسلام و معارف قرآن پرداخت . شعارهايى كه مردم در تظاهرات و مخالفتهاى عليه رژيم در روزهاى قبل از قيام 15 خرداد اعلام كردهاند ، نمايانگر خواستههاى برآمده از نيازهاى دينى بود .
شعارهاى تظاهر كنندگان حاوى مضامينى بود در مخالفت با سياستهاى اقتصادى ، اجتماعى ، فرهنگى و خط مشىهاى سياسى رژيم عليه اسلام كه اين سياستها منجر به اشاعه فقر ، فقدان مشاركت سياسى ، انزواى اسلام در جامعه ايران و . . . شده بود . علاوه بر شعارها ، كه نشان دهندهء نوع مشكلات موجود در جامعه ايران بودند ، اعتصابات و تظاهرات متعدد از سوى قشرهاى مختلف ، نشان از مشكلات همه جانبه در بين قشرهاى جامعه داشت .
به دليل ويژگى اسلامى بودن نهضت امام خمينى ( ره ) بود كه بيشتر تظاهرات ، راهپيمايىها و اعتصابات از مسجد و محراب و از محرم و صفر آغاز مىشد . نمونههاى بسيارى از الگوگيرى
تاريخ اسلام و ايران (فارسى) — صفحة 116
مساهمون: عبدالحسين برهانيان
ص١١٦