نوانديشى سياسى
از صفات منحصر به فرد امام ، نوانديشى در عرصههاى مختلف ، به ويژه در بعد سياسى است .
شايد بتوان گفت ، همين ويژگى است كه باعث ايجاد تحول در جامعه و روحانيت گرديد و سرانجام ، انقلاب اسلامى را به بار آورد . قبل از امام ، بسيارى از مسائل حكومت و سياست به حوزههاى علميه و روحانيت كشيده نمىشد ؛ از آن جهت كه ، آن را دون شأن روحانيت مىدانستند . امام به اين وسيله ، سياست را به دين بازگرداندند ، امر به معروف و نهى از منكر را به عرصههاى دولت كشانيدند ، از مفاهيمى چون تقيه و انتظار ، تعريف ضد استبدادى ارائه كردند و نگاه جديد و عزّتمند از مردم را مطرح ساختند .
زمانشناسى
حضرت امام خمينى ( ره ) با بينشى فراگير ، با تسلط كامل از اوضاع كشور و با آگاهى از سياستهاى جهانى و . . . با اخذ تصميمات مناسب ، در زمان مناسب ، همه توطئههاى دشمن را خنثى كردند . هنگامى كه برخى متحجرين از عنوان تقيه سوء استفاده مىكردند ، آن را حرام نمودند و اظهار حقايق را واجب و تقيه را حرام دانستند ؛ زيرا اعتقاد داشتند تقيه براى حفظ اسلام است و اگر با اسلام تقيه باقى نماند ، تقيه چه فايدهاى دارد ؟
امام خمينى به سازمان روحانيت روحى سياسى بخشيدند و آن را از قوه به فعليت درآوردند .
ايشان با فراست از محصولى ، كه بذر آن توسط رهبران قبلى يعنى آيت اللَّه حائرى و آيت اللَّه بروجردى كاشته شد ، استفاده كردند و بنيان يك جنبش فرهنگى و سياسى را بر پايه مذهب فراهم آوردند .
امام خمينى ( ره ) نهضت خود عليه شاه را در چهار بستر ايدهسازى ( مانند ايده حكومت اسلامى ) ، سازماندهى هيئتهاى مؤتلفه اسلامى ) ، پيام رسانى و افشاگرى از طريق اعلاميهها و . . .
و توزيع آن توسط سازمان روحانيت به پيش بردند .
محتواى نهضت
محتوا و مطالبات نهضت امام خمينى ( ره ) ، كه از طريق شعارها و اعلاميههاى مردم و رهبرى نهضت در طول سالهاى مبارزه مطرح مىشد ، نشان مىداد كه حركت آغاز شده هدف و آرمانى جز اسلام و تحقق معارف دينى ندارد .