عبداللّه تصميم خود را با همسرش در ميان گذاشت و همسرش ضمن تشويق و تأييد او ، خواهش كرد كه او را نيز با خود ببرد . عبدالله به همراه همسرش به امام حسين عليه السلام ملحق شد . روز عاشورا ابتدا دو غلام از لشكر عبيدالله زياد به ميدان آمدند و مبارز طلبيدند . عبدالله كه قوى هيكل بود ، به اذن امام درمقابل آن دو قرار گرفت و آنها را به جهنم فرستاد . سپس به مبارزه ادامه داد .
همسرش عمودخيمه را برداشت و به كمك او شتافت ، در حالى كه مىگفت :
پدر و مادرم به فدايت ! درراه حمايت از ذريّهء پاكيزهء رسول خدا جهاد كن و فداكارى نما .
عبداللّه سعى كرد او را برگرداند ، ولى آن زن مقاومت كرده ، گفت :
تو را رها نمى كنم تا اينكه با تو كشته شوم .
امام حسين عليه السلام به او فرمود :
اى زن ! بر شما جهاد واجب نيست ، برگرد كه خداوند شما را از جانب اهل بيت جزاى خير دهد و او دراطاعت امر آن حضرت برگشت . « 1 »
ج - مادر عمرو بن جُناده
اين بانوى شيردل به همراه همسر و فرزندش در كاروان امام حسين عليه السلام
هامش
( 1 ) - اعيان الشيعه ، ج 3 ، ص 482 ، البته از بعضى از روايات چنين برمىآيد كه آن بانويى كه در كربلا به شهادت رسيد همين زن بوده است . ( رياحين الشريعه ، ج 2 ، ص 300 ) .