در آخرين لحظات ، كنار همسرش باشد كه در اين هنگام ، يكى از كوفيان با ضربتى او را به شهادت رسانيد .
دشمن سر وهب را به سوى مادرش پرتاب كرد . مادر سر را برداشت ؛ بوسيد و گفت :
شكر خدايى را كه با شهادت تو مرا در نزد امام رو سپيد گردانيد . اى امت بدكار ! بدانيدكه حاكم فقط خداست و من شهادت مى دهم كه نصارا در بيعه ها و يهود در كنيسه ها از شما بهترند .
پس از آن سر فرزند را به سوى دشمن انداخت كه به سربازى از دشمن اصابت كرد و او را كشت . سپس عمودخيمه راكند و به آنان حمله برد . امام حسين عليه السلام او را به بازگشت امر كرد و فرمود :
تو در بهشت با جدم رسول خدا خواهى بود . « 1 »
ب - همسر عبدالله بن عمير
اين بانوى قهرمان با شوهرش ، افتخار حضور در صحنهء كربلا را داشت . وقتى در كوفه بودند ، روزى شوهرش عبدالله مشاهده كرد كه كوفيان خود رابراى جنگ با فرزند پيامبر مهيا مى كنند . با خود گفت :
هميشه آرزو مى كردم بااهل شرك به جهاد بپردازم . اميدوارم جهاد باكسانى كه به جنگ دختر زادهء رسول خدا مى روند ، كمتر از جنگ با مشركان نباشد .
هامش
( 1 ) - رياحين الشريعه ، ج 3 ، ص 304 ، اقتباس .