تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩

جنگ مىكند . « 1 » روز بعد از احد ، وقتى منادى پيامبر ، مجاهدان را براى شركت در « حمراءالاسد » فراخواند ، نسيبه زخم خود را محكم بست تا بتواند در حمراءالاسد شركت كند ؛ اما مانع ريزش خون نشد ، بدين جهت نتوانست در آن جنگ شركت كند . وقتى پيامبر از حمراءالاسد برگشت ، قبل از اين‌كه به خانه برود ، « عبدالله بن كعب مازنى » رابه ملاقات نسيبه فرستاد تا پيامبر را از سلامتى او مطلع گرداند . عبدالله ، خبر سلامتى نسيبه را آورد . پيامبر خوشحال شد و سپس به خانه رفت . « 2 » نسيبه در « حديبيه » حاضر بود . وى گويد : وقتى كه شايعهء قتل عثمان منتشر شد ، رسول خدا بر روى اثاثيهء مانشست و فرمود : من از طرف خدا ، مأمور به بيعت گرفتن هستم . پس از آن ، مردم ، دسته دسته آمدندو بر روى فرش و اثاثيه ما ، با پيامبر بيعت كردند ، و من كاردى به كمر بسته و چوب بلندى در دست داشتم ، و شوهرم نيز ، شمشير به كمر بسته بود و مراقب دشمن بوديم . « 3 » حبيب‌فرزند نسيبه ، به‌دست « مسيلمهءكذاب » كشته‌شد . وقتىكه‌خبر شهادت وى به نسيبه رسيد ، باخدا عهد بست كه با مسيلمه بجنگد و او را بكشد يا به دست او كشته شود . پس در جنگ « يَمامَه » شركت كرد و به همراهى پسرش

هامش
( 1 ) - همان ، ص 415 .
( 2 ) - همان ، ص 413 .
( 3 ) - مغازى ، واقدى ، ترجمه مهدوى دامغانى ، ج 2 ، ص 458 ، با ( دخل و تصرف ) . عثمان از طرف پيامبر براى مذاكره با قريش فرستاده شده بود .