تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢

را كنار برادرش ديد كه شمشيرها بدن او را دريده بود . براى صفيّه ، ناگوار بود ، كه برادر خود را با دو جامه ، كفن كند و آن مرد انصارى بدون كفن باشد ، از اين رو جامهء بزرگتر را براى حمزه گذاشت - كه قامتى بلند داشت - و جامهء ديگر را به آن مرد اختصاص داد . « 1 » در جنگ « احزاب » مسلمانان براى مقابلهء با دشمن به خارج از شهر رفته ، و زنان ، پيرمردان و كودكان در شهر مانده بودند . چون مسلمانان ، به شدت گرفتار دشمن بودند ، كسى نبود كه خطر « بنى قريظه » را از شهر دور كند . از طرفى ، يك نفر از يهود بنى قريظه ، براى خبر گرفتن ، اطراف يكى از برج‌ها مى چرخيد . صفيّه كه داخل برج بود ، به حسان بن ثابت گفت : خطر اين مرد را دفع كن . حسان عذر خواست و گفت : « به خدا قسم تو خود مى دانى كه من اهل اين كار نيستم . صفيّه كه از حسان نا اميد شده بود ، گرزى برداشت و از برج فرود آمد و گرز را چنان بر سر يهودى نواخت كه در دم كشته شد . « 2 »

ه - كبشه ، مادر سعدبن معاذ

چون رسول خدا صلى الله عليه و آله از غزوهء احد بازگشت « كبشه » به استقبال پيامبر شتافت . در اين حال ، سعد بن معاذ كه لجام اسب پيامبر را در دست داشت عرض كرد : « اى رسول خدا صلى الله عليه و آله اين مادر من است كه به استقبال مى آيد . » رسول خدا فرمود : « درود بر او باد . » چون كبشه به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد ،
هامش
( 1 ) - زنان صدر اسلام ، ص 9 .
( 2 ) - تاريخ پيامبر اسلام ، 367 .