تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
خبر ؟ » گفتند : « حال رسول خدا صلى الله عليه و آله ، خوب است . » گفت : « بايد خودم ايشان را ببينم » و چون پيامبر رازنده وسالم يافت ، گفت : « بعد از آن‌كه شما به سلامت هستيد ، هر مصيبتى كه رخ داده باشد ، كوچك است . »

د - صفيّه ، دختر عبدالمطلب

« صفيه » به هنگام جنگ احد ، در قلعهء « حسان بن ثابت » بود . هنگامى كه خبر شكست مسلمانان را شنيد ، با حال دگرگون ، نيزه‌اى برداشت و با شتاب به سوى ميدان احد رفت . سپس بر مردم فرارى برآشفت و گفت : « نكبت بر شما باد ! از كنار رسول خدا گريختيد و او را تنها گذاشتيد ! » « 1 » « حمزه سيّد الشّهدا » برادر صفيّه ، در احد به شهادت رسيد صفيّه كه از شهادت او با خبر شد ، براى ديدن جسد برادرش ، به صحنهء جنگ مى رفت . دشمن ، جسد حمزه را به طرز فجيعى ، مثله كرده بود . از اين رو پيامبر به زبير فرمود : مادرت را باز گردان تا برادرش را بدين حال نبيند . زبير امر رسول خدا را به مادر رساند . صفيّه گفت : « خبر يافتم كه برادرم رامثله كرده اند ، اما چون در راه خداست ، راضى و خشنودم و هر آينه براى خدا صبر خواهم كرد . پيامبر كه اين روحيه را مشاهده فرمود ، اجازه دادكه بر كشتهء حمزه حاضر شود . صفيّه چون برادر را در آن حالت ديد ، براو درود فرستاد وگفت : « انّا لِلّهِ و انّا اليه راجعون » سپس براى او طلب آمرزش كرد . « 2 » صفيّه دو جامه با خود آورده بود ، تا حمزه را كفن كند . مردى از انصار

هامش
( 1 ) - زنان صدر اسلام ، ص 8 ؛ الاصابه ، ج 4 ، ص 349 .
( 2 ) - تاريخ پيامبر اسلام ، ص 298 .
بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 271 | احمد حيدرى