بندگان شايستهء ما بودند و به شوهرانشان خيانت كردند و ( آن همسرى ) چيزى از عذاب آن دو دفع نكرد و به آن دو فرمان داده شد كه همچون ديگر دوزخيان به آتش درآييد . « 1 » » عايشه از اين جواب برآشفته شد وبانگ برداشت : « اقتلوا نعثلًا فقد كفر ! » اين پير خرفت ( يا كفتار نر ) را بكشيد كه كافر شده است . « 2 » عايشه چون آتش فتنه را مشتعل و خود را در هدفش موفق ديد ، رهسپار مكه گرديد و در آنجا به انتظار بيعت مردم با طلحه ، رحل اقامت افكند . او اميدوار بود كه مردم بعد از عثمان با طلحه ، عموزادهء ابوبكر ، بيعت كنند تا دوباره خلافت به تيرهء تيماز قريش برگردد . « 3 » وقتى خبر قتل عثمان را شنيد ، گفت : عثمان از رحمت خدا دور باد ! او در اثر اعمال زشتش بدين سرنوشت شوم دچار گرديد ، زيرا خداوند بر كسى ظلم نمىكند . « 4 » سپس به سوى مدينه رهسپار شد . در بين راه همين كه شنيد مردم با امام على عليه السلام بيعت كرده اند ، به مكه بازگشت و عثمان را مظلوم معرفى كرد و مردم را به خونخواهى او فراخواند . طلحه و زبير نيز پس از شكستن بيعت باآن حضرت به مكه آمده و به او پيوستند و مقدمات جنگ جمل را تدارك ديدند . سرانجام
بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 139
مساهمون: احمد حيدرى
ص١٣٩
هامش
( 1 ) - تحريم ، آيهء 10 ، اتفاقاً اين سوره در تهديد عايشه و رفيقش حفصه نازل شده بود .
( 2 ) - نقش عايشه در تاريخ اسلام ، ج 1 ، ص 258 ، به نقل از تاريخ طبرى و ديگر منابع اهل سنت .
( 3 ) - اعلام النسا ، ج 3 ، ص 103 .
( 4 ) - نقش عايشه ، در تاريخ اسلام ، ج 2 ، ص 37 .