تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦

عليها ، همسر وفادار پيامبر كه دارفانى را وداع كرده بود ، هميشه براى پيامبر تداعى مى شد . ازاين رو ، پيامبر زياد او را ياد مىكرد و به يادگارهاى او احترام مىگذاشت . عايشه كه حاضر نبود قلب پيامبر به غير او تعلق داشته باشد ، وقتى با اين اظهار علاقه‌ها رو به رو مى شد ، عنان اختيار از كف مى داد و خشم ، سراسر وجودش را فرا مى گرفت و بى اختيار ، فرياد اعتراض بلند مى كرد . عايشه‌مىگويد : هيچ يك از زنان پيامبر خدا چون خديجه مورد رشك و حسادتم قرار نگرفته است . علت اين بود كه رسول خدا از خديجه بسيار زياد ياد مى كرد و زبان به مدح و تعريفش مى گشود ، بخصوص اين كه خداوند از طريق وحى به پيامبرش خبرداده بود كه به خديجه كاخى بس مجلّل و پرشكوه در بهشت ، ارزانى داشته است . « 1 » در موردى ديگر گويد : روزى هاله ، خواهر خديجه از پيامبر خدا اجازه خواست تا وارد شده ، با آن حضرت ديدار كند . رسول خدا كه گويى با شنيدن صداى هاله به ياد صداى خديجه افتاده بود ، حالش بشدت دگرگون گرديد و بى اختيار گفت : آه خدايا ، هاله ! من كه حسادتم نسبت به خديجه به واسطهء رفتار پيامبر سخت تحريك شده بود ، بى درنگ گفتم : چقدر از آن پير زن بىدندان قرشى ياد مى كنى ؟ مدتهاست كه او مرده است و خدا بهتر از او را به تو ارزانى داشته است . « 2 »

هامش
( 1 ) - نقش عايشه ، ج 1 ، ص 92 به نقل از بخارى ، ج 2 ، ص 277 .
( 2 ) - آرى او هميشه خودرا برتر مى دانست و احاديث فضيلت او نيز اغلب از خودش نقل شده است .