تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧

پس از اين اعتراض ديدم چهرهء رسول خدا برافروخت و آن چنان تغيير كرد كه مانندش را تنها به هنگام فرود آمدن وحى بر آن حضرت ديدم كه نگران دستورهاى آسمانى است تا پيام رحمت نازل شود يا عذاب . بنا به روايت ديگرى كه خود عايشه نقل كرده است ، پيامبر فرمود : نه . . . هرگز خداوند بهتر از او را به من عوض نداده است . « 1 » حسادت عايشه نسبت به فاطمه سلام الله عليها و امام على عليه السلام از همين جا نشأت مىگيرد . او بارها به پيامبر اعتراض كرد كه چرا به فاطمه اين قدر اظهار علاقه مى كنى و او را مى بوسى . احاديث پيامبر در مورد مقام حضرت زهرا سلام الله عليها و علاقهء ايشان به صدّيقه كبرى سلام الله عليهاو شوهر و فرزندانش ، براى عايشه بسيار ناگوار و غير قابل تحمل بود و حسد و كينهء او را نسبت به اين خانواده بيشتر مى كرد . اين كينه هيچ گاه از قلب عايشه زدوده نشد . ابن ابى الحديد مىگويد : فاطمه از دنيا رفت و زنان رسول خدا همگى براى عرض تسليت پيش بنىهاشم رفتند ، جز عايشه كه اظهار بيمارى كرد . « 2 » وقتى خلافت به حضرت على عليه السلام رسيد ، عليه ايشان جنگ جمل را به راه انداخت و زمانى كه خبر شهادت آن حضرت را شنيد ، سجده شكر به جا آورد « 3 » و به اين شعر ترنم كرد :

هامش
( 1 ) - نقش عايشه در تاريخ اسلام ، ج 1 ، ص 93 به نقل از كتب اهل سنت .
( 2 ) - همان ، ص 105 به نقل از شرح ابن ابى الحديد ، اعلام النسا ، ج 3 ، ص 102 .
( 3 ) - همان ، ج 3 ، ، ج 1 ، ص 22 .