نشود ، تند حركت كرد . هنگامى كه رسول خدا به خانه رسيد ، هنوز تپش قلب عايشه آرام نگرفته بود . پيامبر علت را پرسيد و عايشه بناچار جريان را تعريف كرد . حضرت فرمود : گمان بردى كه خداوند و پيامبرش بر تو ستم روا مى دارند ؟ « 1 » » شبى ديگر پيامبر از خانه بيرون رفت ، حسادت عايشه به جوش آمد . وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله برگشت و حالت عايشه را ديد ، فرمود : - عايشه ! ترا چه مىشود ، باز هم حسادت كرده ، ناراحت شدى ؟ ! - آخر چگونه كسى همچون من بر كسى چون شما حسادت نورزد ! - باز هم كه گرفتار شيطانت شده اى . « 2 » خودش مىگويد : شبى ديگر پيامبر را تعقيب كردم . پيامبر به قبرستان بقيع رفت و خطاب به مؤمنان مدفون در آن گفت : درود بر شما گروه مؤمنان ! ناگهان برگشت و مرا در پى خود ديد ، فرمود : واى بر او ، اگر از دستش مىآمد چهها مى كرد ! ؟ « 3 »
بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 134
مساهمون: احمد حيدرى
ص١٣٤
رشك ، حسادت ، غيرت زنانگى و خشونت طبع عايشه به صورت برخوردهاى خشن و زشت با ديگر همسران رسول خدا صلى الله عليه و آله جلوه مى
هامش
( 1 ) - همان ، ص 76 ، تلخيص ، به نقل از مسند ، احمد حنبل ، ج 6 ، ص 221 .
( 2 ) - همان ، ص 115 .
( 3 ) - همان ، به نقل از مسند ، احمد حنبل ، ج 6 ، ص 76 و 111 .