تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦

كسى كه از همه - قديم و جديد - به امر خلافت شايسته‌تر است ، آشوب به پاكنى . از خدا - آن چنان كه شايسته است - بترس ، و خود را در معرض خشم او قرار مده . عايشه ، جوابى جسورانه و تهديد آميز به او داد . امّ سلمه در جواب پيام داد : من ديگر تو را نصيحت نخواهم كرد و با تو سخن نخواهم گفت . به خدا قسم از نابودى تو ( به دست امام عليه السلام ) مى ترسم و سپس از عذاب آتش . واللّه كه خداوند ، اميد تو را نااميد خواهد كرد و فرزند ابى طالب را بر كسانى كه بر او شورش كرده اند ، يارى خواهد داد و عاقبت آنچه گفتم ، خواهى ديد . « 1 » پس از آن كه امّ سلمه ، وظيفهء خود را در ارشاد و بيم دادن عايشه انجام داد ، نامه اى به محضر امام على عليه السلام نوشت و شورش آنها را به اطلاع رسانيد ، و از اين كه نمىتواند همراه امام عليه السلام باشد ، معذرت خواهى نمود . سپس فرزند خود را براى جانبازى در ركاب آن حضرت روانه كرد . « 2 » ام سلمه در سال 62 هجرى ، در سن 84 سالگى از دنيا رفت و در بقيع دفن شد . « 3 »

زينب بنت جَحْش

زينب ، دختر جَحْش بن رئاب و مادرش اميمه ، دختر عبدالمطلب ، عمّهء
هامش
( 1 ) - همان ، ص 128 ، با دخل و تصرف .
( 2 ) - امّ سلمه ، ص 44 ، با دخل و تصرف .
( 3 ) - همان ، ص 9 .