( زيد بن حارثه ) مى گفتى ! همسرت را نگهدار و از خدا بترس ! در حالى كه پنهان مى كردى در نفس خود آنچه را كه خدا آشكار كنندهء آن است ( اين خبر غيبى را كه زيد زينب را طلاق مىدهد و زينب همسر تو مىشود ) و از مردم مى ترسيدى ( كه اجازه دهى زيد ، زينب را طلاق دهد و با زينب ازدواج كنى ) در صورتى كه خدا سزاوارتر است كه از او بترسى . پس هنگامى كه زيد از همسرش جدا شد ، او را به ازدواج تو درآورديم تا ازدواج با زنان پسر خوانده بر مؤمنان سخت نباشد . » « 1 » علت ترس پيامبر از اين رويداد و مطرح شدن ازدواجش با زينب ، از اين جهت بود كه در عرب جاهليت ، سنت شده بود كه با فرزند خوانده ، همچون فرزند واقعى رفتار شود ؛ از جمله ازدواج با همسر او همچون ازدواج با همسر فرزند ، بعد از طلاق براى پدر خوانده حرام باشد . خداى بزرگ مى خواهد اين سنت جاهلى را بشكند و پيامبر را سنت شكن قرار دهد . قبول چنين نقشى بسيار مهم است ، زيرا از طرفى مواجه شدن با يك عادت و سنت ديرينهء قوم است و از سوى ديگر روبرو شدن با اتهامات دشمنان و بىخردان ؛ از اين رو پيامبر مايل نبود اين راز را آشكار كند ، ولى خدا ، پيامبرش را براى شكستن سنتهاى جاهلى حمايت مىكند و جرأت مىبخشد . هم رسم پسرخواندگى را لغو مىكند و هم ازدواج همسر پسر خوانده را پس از طلاق با پدر خوانده مجاز مى شمارد تا بر ساير مؤمنان نيز چنين اقدامى دشوار نباشد . اين قول ، از امام زين العابدين عليه السلام روايت شده ، و مطابق ظاهر قرآن
بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 118
مساهمون: احمد حيدرى
ص١١٨
هامش
( 1 ) - احزاب ، آيهء 37 .