و به پيامبر عرض كردند : ما نمىدانيم شما چه مدّت در بين ما خواهيد بود ؛ كاش كسى را جانشين خود قرار مى داديد ، تا پس از شما از او پيروى كنيم ! حضرت فرمود : اگر او را به شما معرفى كنم مانند بنى اسرائيل كه از دور عيسى پراكنده شدند ، از اطراف او متفرق مىشويد . پس آن دو رفتند . من به حضرت عرض كردم : چه كسى را براى آنها پيشوا قرار داده اى ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : كسى كه كفش ( مرا ) پينه دوزى مىكند . در حالى كه جز على عليه السلام كسى در آنجا اين كار را نمى كرد و وقتى به آن حضرت عرض كردم : جز على عليه السلام را نمى بينم ، فرمود : هموست . آيا به ياددارى روزى كه ما همسرانش - را در خانهء ميمونه گردآورد و فرمود ، اى زنان من ! ا زخدا بترسيد ! مبادا كسى چهرهء شما را بدون حجاب ، ببيند . آيا به ياد دارى ؟ عايشه به تمام سخنان او اعتراف كرد و مأيوس از خانه خارج شد . « 1 » وقتى خبر اجتماع قوم به امّ سلمه رسيد به حدّى گريه كرد كه رو بندش از اشك خيس شد ، سپس لباس پوشيد و پيش عايشه رفت تا او را موعظه كند و از راه باز دارد . امّ سلمه به عايشه گفت : اى عايشه ! تو در ميان رسول خدا و امت او هستى و حجاب تو بر پايهء رعايت حرمت آن حضرت استوار شده است و قرآن كريم دامنت را جمع كرده است ، آن را آشكار مساز و آبروى خود را حفظ كن . . . خانه خويش را دژ خود و گوشهء خانهات را قبر خود قرار ده ، تا زمانى كه به ديدار پيامبر نايل
بزرگ زنان صدر اسلام (فارسى) — صفحة 114
مساهمون: احمد حيدرى
ص١١٤
هامش
( 1 ) - الاختصاص ، شيخ مفيد ، ص 116 - 119 ؛ امّ سلمه ، ص 38 ، با دخل و تصرف .