تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢

آگاه باشيد به حسن [ عليه السلام ] وعده‌ها و ضمانتهايى دادم كه همگى را زير پا مىنهم و خود را متعهّد به انجام هيچ كدام نمىدانم . « 1 » معاويهء حيله‌گر و سياستمدار كه تاكنون تحت پوششهاى فريبنده دينى موقعيّت خود را حفظ كرده بود ، چه شد كه يكباره در حضور انبوه مردم عراق و شام پرده از چهره نفاق و تزوير كنار زد و با صراحت اعتراف كرد هدف اساسى من از اين همه جنگ و خونريزى ، امارت و سلطهء بر مردم بود نه انگيزه‌اى دينى و اسلامى ؛ بر اين اساس خود را ملزم به رعايت تعهدات نمىبينم ؟ ! معاويه در وضعيّتى قرار گرفت كه چاره‌اى جز اتّخاذ اين موضع نداشت ؛ درست همان وضعيّتى كه پيش از اين ، مادر امام مجتبى ، حضرت زهرا عليها السلام براى « شيخين » فراهم ساخته بود . آنان بيش از هر كس از سخنان رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارهء فضائل و شخصيّت الهى و معنوى حضرت فاطمه عليها السلام و نيز تكريم و تجليل عملى آن بزرگوار از دخترش آگاهى داشتند و نيز مىدانستند براى معارضه با چنين شخصيتى بهاى سنگينى بايد بپردازند ؛ در واقع دو راه بيشتر در پيش رو نداشتند ؛ يا حكومت ، يا فاطمه عليها السلام . و چون آنان حكومت را برگزيده بودند هيچ راهى جز معارضه با زهرا عليها السلام نداشتند . و در حقيقت اين تدبير و هنر بىنظير دخت گرانقدر پيامبر صلى الله عليه و آله بود كه آنان را به اين موضع كشانيد كه به برملا شدن چهره و آشكار شدن انگيزه‌هاى قدرت‌طلبانه‌شان منجر شد و اين پيروزى بزرگى براى جبهه « ولايت » و شكستى رسواگرانه براى جبهه « خلافت » ادّعايى بود . زير پا نهادن تعهّدات صلح ، بدگويى به امير مؤمنان عليه السلام در ملأ عام ، كشتن ياران و دوستان آن حضرت و . . . از سوى معاويه ، چهره واقعى اين طاغوت متظاهر به اسلام را در افكار عمومى اشكار ساخت و بنياد او را به دست خويش كند . وجدانهاى بيدار دريافتند كه همهء آن فتنه‌ها و لشكركشيهايى كه معاويه در برابر حضرت على عليه السلام نيز داشته براى همين فرمانروايى بود نه چيز ديگر . از اين رو ، حتى بعضى از دوستان و هم‌مسلكانش در برابر او موضع گرفته و از وى به بدى ياد كردند . « سَمُرَةِ بن جُنْدَب » آشكارا او را لعن كرد . « 2 »

هامش
( 1 ) - الارشاد ، ص 191 .
( 2 ) - كامل ، ابن اثير ، ج 3 ، ص 495 .