بازگشت به مدينه
امام حسن عليه السلام هر چند كوشيد در سخنرانىهاى عمومى و گفت و گوهاى خصوصى ، مردم را از ماهيّت صلح و فلسفهء آن آگاه كند ، ولى مردم نادان و عناصر مريض و مغرض ، نسبت به اين قضيّه همچنان ديد منفى داشتند و گاه و بىگاه با زخم زبانها و شماتتهاى خود آن حضرت را آزار مىدادند . از سوى ديگر معاويه نيز به شكلهاى گوناگون درصدد آزار و ناسزارگويى امام عليه السلام برآمد ؛ حضرت و يارانش را بهشدّت تحت نظر گرفت و آنان را در تنگنا گذاشت . به حضرت على عليه السلام و دودمان او توهين مىكرد ؛ حتّى گاهى در حضور امام مجتبى عليه السلام به پدر بزرگوارش ناسزا مىگفت . امام عليه السلام گرچه فورى پاسخ مىداد و او را ادب مىكرد « 2 » ولى با اين اوضاع ماندن در كوفه برايش بسيار رنجآور شده بود ؛ از اين رو تصميم به بازگشت به مدينه گرفت . بعضى از ياران امام عليه السلام كه براى توديع به محضرش شرفياب شده بودند ، پيشنهاد ماندن در كوفه را كردند . امام عليه السلام در پاسخ فرمود : « راهى براى ماندن ندارم . » « 3 » روزديگر كوفهرا ترككرد . چون به « ديرهند » رسيد نگاهى بهشهر افكند و اينشعررا خواند :