آثار و بركات صلح
جريان صلح امام حسن عليه السلام با معاويه هر چند بهظاهر به كنارهگيرى آن حضرت از قدرت و به حكومت رسيدن معاويه منجر شد ؛ ولى در يك نگرش عميق و همهجانبه - با توجّه به واقعيّات تلخى كه جامعهء اسلامى آن روز با آنها مواجه بود - حيات سياسى اسلام و تشيّع را در دراز مدت تضمين و پايههاى حكومتِ نهتنها معاويه كه بنىاميّه را متزلزل كرد و از اين رهگذر آثار و فوايد بسيارى براى جبههء حق به ارمغان آورد كه در زير به بعضى از آنها اشاره مىكنيم .
1 - رسوايى معاويه
امام حسن عليه السلام بهتر از هر كس معاويه را مىشناخت و مىدانست كه وى به هيچ اصلى از اصول انسانى و اسلامى پايبند نيست . انعقاد قرارداد با وى و گرفتن مؤكّدترين تعهّدها از او شايد بدين منظور بود كه مىخواست بدين وسيله چهرهء نفاق و نيرنگ او را براى افكار عمومى برملا كند .
معاويه پيش از اين ، چهرهء فردى دلسوز مسلمانان و حافظ جان آنان به خود گرفته بود .
وى زمانى كه جنگ با امام حسن عليه السلام را به سود خود يافت و از سوى ديگر با سرسختى و صلابت امام عليه السلام در رويارويى با خود مواجه شد ، خواست خود را طرفدار صلح و حفظ جان مسلمانان قلمداد كند ؛ ولى ناگهان با پذيرش عقد صلح از سوى پيشواى شيعيان رو به رو گشت . اينجا بود كه احساس شكست كرده ، خود را در تحقق سياستهاى مكّارانهاش ناكام يافت ؛ بويژه وقتى در بندهاى قرارداد صلح خود را ملزم به قبول امورى ديد كه با اهداف توسعهطلبانه و تجاوز كارانهاش هيچگونه سنخيّت و سازگارى نداشت .
براين اساس معاويه براى افشاى حقيقت وجودى و ماهيّت منحرف خويش منتظر وقوع رخدادهاى ديگر و فراهم آمدن شرايط مناسب نماند ؛ بلكه - آنچنانكه در آغاز درس يادآور شديم - از همان روز نخست ، با بىشرمى كامل نيّت پليد خود را آشكار و هدف خويش از اين اقدام را سلطه بر مردم مسلمان اعلام كرد و با گستاخى در برابر مردم گفت :