تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢

پس از پذيرش نيز با استفاده از هر فرصتى اجبارى بودن و نافرجامى آن را به همگان گوشزد كرد به عنوان نمونه در پايان مراسم جشن ولايتعهدى به يكى از ياران خود - كه شادمانى مىكرد - فرمود : « دلت را به اين موضوع مشغول نساز و بدان شاد مباش زيرا اين كار پانمىگيرد » . « 1 » و نيز در پاسخ معترضى كه گفته بود : چرا بدين كار تن دادى ؟ فرمود : « من بر اين كار مجبور شدم » . « 2 »

5 - پذيرش مشروط

حضرت رضا عليه السلام ولايتعهدى را مشروط پذيرفت . اين شرايط عبارت بود از اين كه در امور حكومتى امر و نهى نكند ، فتوايى ندهد ، قضاوتى نكند ، در نصب و عزل افراد دخالتى نداشته باشد و هيچ يك از قوانين و مقررات جارى را تغيير ندهد . « 3 » اتخاذ اين سياست از سوى آن حضرت - آن هم در منصب ولايتعهدى - بيانگر اين است كه اوّلًا ؛ حكومت موجود صلاحيّت آن را ندارد كه چهره‌اى مانند امام رضا عليه السلام با آن همكارى نمايد . ثانياً ؛ آنچه از هيأت حاكمه سرمىزند ارتباطى با امام ندارد و سياست‌ها و عزل و نصب‌ها ناشى از رضايت و موافقت آن بزرگوار نيست . بنابراين وجود امام رضا عليه السلام در منصب ولايتعهدى هيچ‌گونه توجيهى براى كارهاى حكمرانان نخواهد بود . ثالثاً ؛ امام با اين شرايط به همگان فهماند كه خواستار دنيا و جاه و مقام نيست و پذيرش ولايتعهدى بنا بر ضرورت و حكم اجبار بوده است و بدين ترتيب نقشه مأمون كه مىكوشيد وانمود كند امام به دنيا بىرغبت نيست ، با اين شرايط ، نقش بر آب شد . مأمون پس از مدتى به عمق شرايط ياد شده از سوى امام عليه السلام و زيان‌هايى كه از پذيرش آن متوجه حكومتش شده بود پى برد ؛ از اين رو بارها درصدد برآمد امام را به تدبير امور حكومتى وادارد و سياست مبارزه منفى آن حضرت را نقض كند ؛ ولى آن گرامى با يادآورىِ

هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 49 ، ص 147 .
( 2 ) - همان ، ص 136 .
( 3 ) - ر . ك : مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 363 .