امام عليه السلام در اين موضع علاوه بر توجه دادن همگان به توطئه جديد مأمون ، همه كسانى را كه ممكن بود نسبت به آن حضرت - بهخاطر پذيرش دعوت خليفه - بدبين شوند ، به ماهيّت اين اقدام و اهداف شومى كه فراسوى آن بود آگاه و دلشان را از كينه مأمون لبريز ساخت .
2 - همراه نبردن هيچ يك از بستگان
امام عليه السلام به تنهايى راهى مرو شد و هيچ يك از بستگان حتى تنها پسر خود حضرت جواد عليه السلام را همراه نبرد و بدين ترتيب به مأمون گوشزد كرد كه وى نه تنها به آينده كار خوشبين نيست ، بلكه اين سفر را خطرناك مىداند و چه بسا اگر فرزندش را با خود ببرد جان او نيز به خطر افتد . « 1 »
3 - تماس با پايگاههاى مردمى در طول سفر
برغم آنكه مأمون تمامى تدابير لازم را براى محدوديت امام در طول سفر اتخاذ كرده و حتى مسير آن حضرت را مشخص كرده بود ، امام در هر فرصتى با دوستان و ارادتمندان خويش تماس مىگرفت و با گفتار و كردار ، امامت خويش را تداوم رسالت پيامبر صلى الله عليه و آله قلمداد و مشروعيّت خلافت را از ديگران سلب مىكرد .
نقطه عطف اين ارتباط جريان گفتگوى امام رضا عليه السلام با مردم نيشابور است . دهها هزار تن از دوستداران علم و حديث و شيفته اهل بيت عليهم السلام در مسير موكب امام عليه السلام اجتماع كرده و از آن حضرت تقاضاى رهنمود كردند .
امام عليه السلام در اين جمع بىنظير به موعظه و يادآورى مسائل اخلاقى و حتى مسائل فرعى همچون نماز ، روزه و . . . نپرداخت ؛ بلكه اساسىترين مسأله اعتقادى يعنى توحيد را مطرح كرد و چنگ زدن به ريسمان « لا إله الّا اللّه » را تنها راه ايمنى از عذاب الهى دانست .
نكته در خور توجّه ، كيفيّت نقل سلسله سند حديث است . حضرت در نقل حديث شيوه
هامش
( 1 ) - واقعيتى كه اين احتمال را تقويت مىكند اين كه هر كدام از علويان مانند محمد بن جعفر و همراهان ، و محمد بن محمد بن زيد و . . . كه راهى مرو شدند جان سالم بدر نبرده و بازنگشتند .