اداره امور مسلمانان مىديدند ، همواره به مقام والاى امام باقر عليه السلام و موقعيّت و محبوبيتى كه آن بزرگوار در دل تودههاى مسلمان داشت رشك مىبردند و نسبت به ايشان سختگيرى بيشترى اعمال مىكردند . هشام بن عبدالملك - كه در بيان مورخان مقتدرترين خليفه اموى لقب گرفته است - اگر با امام باقر عليه السلام برخوردى خشونتآميز دارد ، بى گمان ناشى از ترسى است كه از وجود آن حضرت براى حكومت خود احساس مىكند ؛ بدين جهت در هر فرصتى سعى در تحقير آن بزرگوار و متزلزل و بىاعتبار كردن موقعيت اجتماعى او داشت . گاهى از آن امام همام در حضور برادرش زيد ، بهعنوان « بقره » ياد مىكرد ، « 1 » گاهى با طرح سؤالى معمّاگونه سعى در مجاب كردن حضرت در مسائل علمى داشت « 2 » ؛ گاهى هم او را به مركز خلافت خود احضار كرده و پس از آنكه سه روز او را معطل كرده اجازه ورود نداد . روز چهارم اذن داد ولى قبل از ورود امام عليه السلام به درباريان دستور داد پس از سخنان من هر كدام به محمد بن على ناسزا بگوييد و او را سرزنش كنيد . و برخوردهاى تحقيرآميز و تهمتهاى نارواى ديگر كه مجال ذكر آنها نيست . و وقتى در همه اين عرصهها از امام عليه السلام شكست خورد ، مأمورانى را به روستاها و منازل مسير بازگشت امام عليه السلام از دمشق به مدينه فرستاد تا مردم آن نواحى را وادار كنند كه با فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله بدرفتارى كرده امكانات و مواد غذايى در اختيار ايشان قرار ندهند . « 3 » اين ، تصوير محدودى از فضاى سياسى عصر امام باقر عليه السلام بود ؛ فضايى كه پيشواى شيعيان و پيروان او را بويژه در دوران سيزده ساله حكومت هشام در سختترين و بحرانىترين شرايط زندگى سياسى قرار داده بود .
تاريخ زندگى ائمه (ع) (فارسى) — صفحة 152
مساهمون: على رفيعى
ص١٥٢
امام باقر عليه السلام به عنوان پاسدار و تبيين كننده آيين جاودانه محمّدى صلى الله عليه و آله و پيشواى
هامش
( 1 ) - عمدة الطالب ، ص 139 .
( 2 ) - احتجاج ، ج 2 ، ص 57 ؛ نورالابصار ، ص 290 .
( 3 ) - براى آگاهى از تفصيل اين رويداد به كافى ، ج 1 ، ص 471 و دلائل الامامة ، ص 108 رجوع كنيد .