توبهء نصوح آن است كه باطن ( توبه كننده ) چون ظاهرش ، و بلكه بهتر از آن گردد .
توضيح : حقيقت توبه ، پشيمانى از عملكرد نادرست گذشته و بازگشت بسوى خدا در انجام وظيفه بندگى است . اين بازگشت چنانچه صورى و تنها در زبان باشد بدون قلب ، نه تنها توبه نيست كه فريب است و نفاق . توبه وقتى خالص و واقعى خواهد بود كه دل هم ، زبان را تأييد كند و باطن هماهنگ با ظاهر ، متوجّه حق گردد و حتّى بهتر و برتر از آن ؛ چرا كه دل ، كانون معرفت حقتعالى و ايمان و گرايش به او است و به عنوان منبع و سرچشمهء گفتار و رفتارى كه از انسان ظاهر مىگردد ، به شمار مىرود و صلاح و فساد آن نقش مستقيم در صلاح و فساد گفتار و كردار آدمى دارد ؛ در صورتى كه عكس قضيّه چنين نيست . اين است كه امام هادى عليه السلام در تحقّق « توبهء نصوح » روى بازگشت دل بسوى خدا در مرحلهاى بالاتر و برتر از بازگشت اعضا و جوارح انسان تأكيد دارد .
خلاصه
انسان يا « هادى » است و يا « هابط » . پيامبر و ائمه عليهم السلام انسانهاى هادى هستند كه از سوى خدا براى هدايت ديگران فرستاده شدهاند . آنان هم خودشان نور هستند و هم گفتار و كلامشان ، بدين جهت سخنانشان نيز كه هم اكنون در اختيار ماست ، مىتواند هادى و راهنماى ما بسوى حق باشد . اينك اشارهاى به عناوين برخى از رهنمودهاى امام هادى عليه السلام .
1 . عالمان دينى در عصر غيبت ، مردم را به سوى امام زمان عليه السلام دعوت و از آيين او دفاع مىكنند ، و شيعيان ناتوان را از فرو افتادن در دامهاى شياطين جنّ و انس باز مىدارند .
2 . در نظام آفرينش هيچ پديدهاى از جمله روزگار ، شوم نيست و تأثير مستقلّى در رساندن نفع يا زيان به انسان ندارد . آنچه در اين رابطه مؤثّر است اعمال خود آدمى است ؛ بنابراين چنانچه مصيبتى به انسان برسد بايد منشأ آن را در اعمال خويش جستجو
تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 68
مساهمون: على رفيعى
ص٦٨