نيست و كم و بيش پيدا مىشود ؛ آن كه كمياب است ، برادرى است كه دوستىاش با انسان در راه خدا و براى خدا باشد و هر روزى كه از برادرى و دوستى او با انسان مىگذرد ، انسان از شيطان فاصله گرفته و به خدا نزديك شود ، همان آثار و بركاتى كه در بيان حضرت عيسى عليه السلام در پاسخ حواريّون - كه پرسيده بودند با چه كسى برخاست و نشست داشته باشيم - بدانها اشاره رفته است :
1 . كسى كه ديدارش شما را به ياد خدا بيندازد .
2 . گفتارش بر دانش شما بيفزايد .
3 . عملش شما را بسوى آخرت ترغيب كند . « 1 »
* چرا از مرگ وحشت داريم ! ؟
همهء مردم ، مرگ را حقيقتى انكارناپذير مىدانند ؛ ولى بيشتر آنان از رو به رو شدن با آن وحشت دارند . از اين رو ، هر كس دوست دارد بداند كه چرا اين همه از مرگ وحشت دارد ؟ علّت بيم افراد از مرگ در بيان امام هادى عليه السلام چنين آمده است :
امام هادى عليه السلام به عيادت يكى از يارانش كه مريض بود ، رفت و خطاب به او - كه از فرا رسيدن مرگ بىتابى مىكرد و مىگريست - فرمود :
اى بندهء خدا ! تو از مرگ بخاطر آن كه حقيقت آن را نمىشناسى بيمناكى . آيا زمانى كه بدنت چركين شود و آلوده باشى و از فزونى چرك و آلودگى ناراحت باشى و به زخم و بيمارى واگير مبتلا شوى ، چه مىكنى ؛ در حالى كه مىدانى شستشوى در حمام تمام آنها را بر طرف مىكند . آيا دوست ندارى وارد حمام شوى و همهء پليديها را از تنت بشويى ؟ يا اين كه از اين كه وارد حمام شوى ناخشنودى و مىخواهى همهء آن آلودگيها در بدنت بماند ! ؟
بيمار عرض كرد : بلى اى پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله ، ( بطور حتم در آن حال مايلم به حمّام روم
هامش
( 1 ) - كافى ، ج 1 ، ص 39 .