تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥

بوده و در پرتو اين خلق نيكو ، افراد بسيارى را بسوى خود جذب كردند . بردبارى نقش مهمّى در پيشرفت كارها و موفقيّت افراد دارد ، تا آنجا كه امام هادى عليه السلام فرموده است : « إِنّز الظَّالِمَ الْحالِمَ يَكادُ انْ يُعْفى عَلى ظُلْمِهِ بِحِلْمِهِ ، وَ انَّ الْمُحِقَّ السَّفيهَ يَكادُ أَنْ يُطْفى نوُرُ حَقِّهِ بِسَفَهِهِ . » « 1 » ستمگر بردبار چه بسا بخاطر بردبارىاش مورد بخشودگى قرار گيرد و ممكن است انسان حقّ بجانبِ بىحلم ، روشنايى نور حقش بخاطر سفاهتش خاموش گردد . پيشواى دهم با اين بيان ظريف به پيروان خود هشدار مىدهد كه مبادا با متخلّق نشدن به اين فضيلت اخلاقى ارزشمند ، مشعل فروزان حقّ را در وجود خويش خاموش كنند . امام عليه السلام با اين نگرش به « حلم » در عمل نيز همچون نيكان خود در برابر ناملايمات ، بردبار بود و تا جايى كه مصلحت ايجاب مىكرد با دشمنان حقّ و ناسزاگويان و اهانت كنندگان به ساحت مقدّسش ، با بردبارى برخورد مىكرد . « بُرَيْحَهء » عبّاسى ، كه از سوى دستگاه خلافت به سمت پيشنمازى مكّه و مدينه منصوب شده بود - از امام هادى عليه السلام نزد متوكّل سعايت كرد و از وى خواست دست آن حضرت را از اين دو پايگاه مهمّ كوتاه كند . متوكّل - در پى اين سعايت - امام عليه السلام را از كنار حرم جدّ بزرگوارش رسول خدا صلى الله عليه و آله به سامرّا تبعيد كرد . « بريحه » در ميان راه رو به امام عليه السلام كرد و گفت : تو خود مىدانى كه عامل تبعيد تو من هستم . با سوگندهاى محكم و استوار ، سوگند مىخورم كه چنانچه شكايت مرا نزد اميرالمؤمنين يا يكى از درباريان و فرزندان او ببرى ، تمامى درختانت را ( در مدينه ) آتش مىزنم و بردگان و خدمتكارانت را مىكشم و چشمه‌هاى مزرعه هايت را كور خواهم كرد و يقين بدان كه همهء اين اقدامات را انجام مىدهم .

هامش
( 1 ) - تحف العقول ، ص 358 .