روز بعد « عمر » امام عليه السلام را دعوت كرد و آن حضرت در بالاى مجلس نشست . سپس به « زيد » اجازهء ورود داد . « زيد » در برابر امام عليه السلام بر زمين نشست . چون روز پنجشنبه شد ، والى ابتدا به زيد اجازه داد تا وارد شود و در صدر مجلس بنشيند ؛ سپس از امام عليه السلام خواست وارد شود . امام عليه السلام داخل شد هنگامى كه چشم زيد به حضرت افتاد و هيبت امامت را در رخسار ملكوتىاش مشاهده كرد ، بىاختيار از جاى برخاست و امام عليه السلام را بر جاى خود نشانيد و خود در برابر او نشست . « 1 » بدون شك منشأ اين همه هيبت و شكوه امام عليه السلام ، قدرت مادّى و سلطنت ظاهرى او نبود ؛ بلكه اطاعت خدا و پارسايى در دنيا و تقواى دينى و از همه مهمتر ، ايمان آن بزرگوار بود ، كه او را از ذلّت نافرمانى حقتعالى خارج و به عزّتِ اطاعت و بندگى او داخل كرده بود . خلاصه امام هادى عليه السلام از نظر اخلاقى در اوج قرار داشت و گفتار و رفتارش ترسيم « حيات طيّبه » و وجودش تبلور همهء ارزشها بود . آن حضرت پيوسته تحتنظر حكومتهاى جور بود ؛ با اين حال فضائل اخلاقى فراوانى از او آشكار گشت ؛ چندان كه همگان را به تحسين و تمجيد واداشت . بخشى از فضائل اخلاقى آن امام همام عبارت است از : - بخشندگى : امام عليه السلام در اين فضيلت چنان پيشگام و بىنظير بود كه دانشمندان را به تعجّب واداشته است . گاهى هم ضمن انفاق ، افرادى را كه ممكن بود بر اثر تنگدستى لب به شكوه بگشايند ، موعظه مىكرد و نعمتهاى فراوان پروردگار را به آنان متذكّر مىشد . - بردبارى : امام عليه السلام با نادانان و سفيهان با بردبارى و بزرگوارى برخورد مىنمود و آنجا كه مصلحت ايجاب مىكرد از اقدامات كينه توزانهء دشمنان در حقّ خويش مىگذشت . - هيبت در دلها : آن گرامى مظهر قدرت ، عظمت و جلال خداوند بود ؛ از اين رو از قدرتى
تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 58
مساهمون: على رفيعى
ص٥٨
هامش
( 1 ) - اعلام الورى ، ص 365 .