داده است ، و گرفتاريها و آزمايشهاى اين جهان را موجب دستيابى به پاداش آخرت و ثواب آخرت را عوض رنجها و گرفتاريهاى دنيا مقرّر كرده است .
كسى كه چنين نگرشى به دنيا و ماهيّت آن داشته باشد ، سرمايهء عمر ارزشمند خود را صرف تجمّلات و اندوختن زخارف آن نمىكند و در مقابل ، همهء تلاش و كوشش خود را صرف كسب ثواب آخرت و رضوان الهى - كه در پرتو اطاعت و بندگى خدا و ارتباط و اتّصال به حق حاصل مىشود - مىكند .
پيشواى دهم با اين درك و شناخت عميق از دنيا و آخرت ، همچون جدّش اميرمؤمنان عليه السلام دنيا را طلاق داد و از زر و زيور آن چشم پوشيد ، و دورى گزيد و به خداى تعالى پيوست ، و آنچه موجب تقرّب به او بود انجام داد .
خلاصه
امام هادى عليه السلام در بالاترين درجهء شناخت پروردگار قرار داشت و همين شناخت عميق او را به اطاعت و بندگى حقتعالى واداشت .
پارسايى و بندگى خدا آنچنان جلوهاى در زندگى امام نقى عليه السلام داشت كه بعضى از مورّخان در مقام بر شمردن برجستگيهاى معنوى آن حضرت به ذكر اين ويژگيها پرداختهاند .
از جمله مظاهر بندگى امام هادى عليه السلام شب زندهدارى آن حضرت است كه با حالت خشوع ، شب را به نماز و دعا و تلاوت قرآن سپرى مىكرد .
روش عبادى امام هادى عليه السلام اين بود كه :
الف - بعد از نماز صبح نمىخوابيد و به تعقيب و ذكر و تلاوت قرآن مشغول مىشد .
ب - بعد از اقامهء چهار ركعت نافلهء مغرب ، سجدهء شكر مىگزارد و به هنگام سجده آرنجها ، سينه و شكمش را بر زمين مىچسبانيد .
تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 38
مساهمون: على رفيعى
ص٣٨