درس چهارم : شخصيّت علمى امام هادى عليه السلام
بدون شك بعد علمى و آگاهى گستردهء امامان عليهم السلام در همهء زمينهها ، از پايههاى اساسى امامت در طول حيات آن به شمار رفته و به عنوان يكى از معيارهاى مطمئن و روشن - كه در دسترس همگان قرار داشت - براى تشخيص امام برگزيده از سوى خدا ، از مدّعىِ امامت ، در جامعهء اسلامى شناخته شده بود . حاكمان ستمگر اموى و عبّاسى در جبههء رويارويى با پيشوايان نور به هر اقدامى - كه بگونهاى در تثبيت موقعيّت آنان و تضعيف موقعيّت امامان شيعه مؤثّر بود - دست زدند ؛ و حتّى موفّق شدند چهرههاى وابسته و مزدورى را در لباس عالمان دين و فقيهان شريعت به مسلمانان تحميل كنند ؛ ولى هيچگاه موفّق نشدند در ميدان علم و دانش بر پيشوايان معصوم عليه السلام پيشى گيرند و حتّى نتوانستند در يك مورد و براى يك بار ، آنان را محكوم كنند ؛ با آنكه برخى از ايشان مانند مأمون براى دستيابى به اين هدف تلاشهاى فراوانى كرده و سرمايههاى زيادى صرف نمودند . اساسىترين ويژگى علم ائمه عليه السلام ، خداداى بودن آن است . آنان در هيچ مكتب و نزد هيچ فردى درس نخواندند ؛ بلكه در پرتو شايستگيها و والاييهايى كه داشتند خداوند چشمهسارهاى زلال دانش و معرفت را در قلب پاكشان به جريان و جوشش انداخت و وجود مباركشان را - به تعبير امام هادى عليه السلام « 1 » - گنجينههاى علم و جايگاههاى معرفت خويش قرار داد و آنچه كه به فرشتگان و پيامبران داد به آنان نيز عطا كرد . در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است : « إِنَّ للَّهِ - تَبارَكَ وَ تَعالى - عِلْمَيْنِ : عَلْماً اظْهَرَ عَلَيْهِ مَلائِكَتَهُ وَ انْبِياءَهُ وَ رُسُلَهُ ، فَما اظْهَرَ عَلَيْهِ مَلائِكَتَهُ وَ رُسُلَهُ وَ انْبِياءَهُ فَقَدْ عَلِمْناهُ ؛ وَ عِلْماً اسْتَأْثَرَ بِهِ ، فَاذا بَدا