تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١

للَّهِ فى شَيئٍ مِنْهُ اعْلَمَنا ذلِكَ ، وَ عَرَضَ عَلَى الْائِمَّةِ الَّذينَ كانوُا مِنْ قَبْلِنا . » « 1 » خداى تعال را دو گونه علم است : يكى آن علم كه فرشتگان ( مقرّب ) و پيامبران و رسولان را از آن آگاه ساخته است . اين علم را ما نيز به خوبى مىدانيم . دوّم آن علم كه ويژهء ذات مقدّس اوست ، و كسى جز او آن را نمىداند ( علم مستأثر ) . ليكن چون خدا اراده كند كه چيزى از همين علم را نيز آشكار گرداند ، به ما بياموزد ، و امامان پيشين را نيز از آن آگاه سازد . اين جملهء امام صادق عليه السلام : « علمى كه به فرشتگان و پيامبران داده‌اند به ما نيز داده‌اند » بدين معناست كه چيزى نيست كه آنان بدانند و ما ندانيم و آنان بتوانند و ما نتوانيم . اين علم از سنخ علوم بشرى نيست ؛ بلكه علم الهى و لدنّى است كه مطابق با واقع و حقيقت و مستلزم قدرت است ؛ بنابراين ، علم زنده كردنِ مردگان كه نزد عيساى مسيح بود و دانش تبديلِ چوبى خشك به اژدها كه موساى كليم داشت و . . . همه نزد امامان بود كه هم مىدانستند و هم مىتوانستند . امام هادى عليه السلام در سخنى به اين دانش گسترده اشاره كرده مىفرمايد : اسم اعظم خدا 73 حرف است و نزد آصف ( ابن برخيا ؛ وزير و خواهرزاده حضرت سليمان ) تنها يك حرف آن بود كه چون خدا را بدان خواند ، زمين - حدّ فاصل بين او و پادشاه سبا - براى او درهم پيچيده شد . آصف تخت بلقيس را برداشت و آن را نزد سليمان برد ؛ سپس زمين ، كشيده ( و منبسط ) شد - و به حال نخست بازگشت - تمام اينها كمتر از يك چشم بر هم زدن انجام شد . ولى نزد ما از اسم اعظم الهى 72 حرف است . و يك حرف آن نزد خداست كه آن را در ( خزانهء ) علم غيب ، به خود اختصاص داده است . « 2 » بزرگترين خيانت زمامداران غاصب اموى و عباسىِ معاصر ائمّه عليهم السلام به بشريّت به ويژه مسلمانان اين بود كه با مشكلات و محدوديّتهايى كه براى امامان عليه السلام به وجود آوردند ،

هامش
( 1 ) - كافى ، ج 1 ، ص 255 .
( 2 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 406 ؛ كافى ، ج 1 ، ص 230 .