پولهاى زيادى انفاق مىكند . پس از بازگشت ، درنامهاى موضوع را به امام حسن عسكرى عليه السلام گزارش كرد . امام عليه السلام در پاسخ نوشت :
ما دستور پرداخت دويست هزار دينار را به او داديم ؛ ولى او تنها نيمى از آنها را پذيرفت . مردم حق ندارند در كارها و امورى كه ما اجازهء اظهارنظر و دخالت در آنها را به آنان ندادهايم وارد شوند .
راوى مىگويد : على بن جعفر بر امام هادى عليه السلام وارد شد و آن حضرت دستور داد سى هزار دينار طلا به وى پرداخت كنند . « 1 »
چند نكته
از اين روايت چند نكتهء مهمّ استفاده مىشود .
1 - على بن جعفر به نمايندگى از سوى امام هادى عليه السلام و امام حسن عسكرى عليه السلام پولهايى به افراد مى داد تا به مصارف مورد نظر آن دو بزرگوار برسانند .
2 - مبالغ پرداختى تنها به منظور تأمين نيازهاى شخصى افراد نبود ؛ بلكه به انگيزههاى ديگرى كه به اهداف امامت مربوط مىشد ، پرداخت مىگرديد . شگفتى « ابوطاهر » از فزونى انفاقها و گزارش آن به امام عليه السلام و نسبت دادن امام عليه السلام كار او را به خود و تأكيد بر اينكه اين گونه كارها از امورى است كه مردم عادى حقّ اظهار نظر و دخالت در آن را ندارند ، همه مؤيد اين حقيقت است .
3 - ايّام حج كه مسلمانان براى انجام فريضهء حج به مكّه مىروند ، بهتريم فرصت و مناسبترين زمان براى انجام اين گونه كارها است . زيرا از يكسو دسترسى به افراد و توجيه آنان نسبت به رسالتها و مأموريتهايشان و نيز تداركشان در چنين ايّامى آسانتر است ؛ از سوى ديگر ، دستگاه خلافت نسبت به آنان حسّاسيّتى نشان نخواهد داد .
پس از متوكّل
هامش
( 1 ) - الغيبه ، ص 212 .