تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
تشريف نبرده‌ايد و از متوكّل نيز درخواست نكرده‌ايد . امام عليه السلام فرمود : « خداى متعال مىداند كه ما در مشكلات ، جز به او پناه نمىبريم و در گرفتاريها جز به او توكّل نمىكنيم ، و بر اين عادتيم كه هرگاه از او درخواست كنيم برآورده مىسازد ، و از آن بيم داريم كه اگر به غير او رو آوريم او نيز از ما برگردد . » ابوموسى فهميد كه امام عليه السلام در نهان براى او دعا كرده است ؛ سپس درخواست فتح را به اطّلاع آنحضرت رساند . امام عليه السلام نپذيرفت و فرمود : « به ظاهر نسبت به ما اظهار دوستى مىكند ولى در باطن ، مخالف ماست . دعاى ( ى ما ) در حقّ كسى مستجاب مىشود كه در اطاعت خدا خالص و صميمى باشد و به حقّانيّت رسول خدا صلى الله عليه و آله و ما خاندان اعتراف كند . » « 1 »

چند نكته

از اين داستان علاوه بر استجابت دعاى حضرت هادى عليه السلام چند نكتهء آموزندهء ديگر استفاده مىشود . 1 . رمز استجابت دعاى امامان عليه السلام روى آوردن آن بزرگواران به خدا در سختيها و مشكلات و اعراض از غير اوست . 2 . ابوموسى با آنكه با امام عليه السلام مرتبط بود و از ياران آن حضرت به شمار مىرفت ، ليكن از بينش عميق دينى برخوردار نبود و تصوّر مىكرد اگر امام عليه السلام بخواهد براى او كارى بكند يا بايد نزد متوكّل برود يا حدّاقل با نامه ، سفارش او را به متوكّل بكند . پيشواى دهم ، هم در عمل و هم با سخنان گهربارش او را متوجّه اشتباه خود كرد و به وى فهماند كه يك فرد مسلمان براى رفع مشكلات و دستيابى به خواسته‌هاى خود نبايد به ارباب زر و زور متوسّل شود بلكه بايد به خدا پناه ببرد و بر او توكّل كند و از او كمك بگيرد . 3 . استجابت دعاى معصومين عليه السلام در حقّ ديگران شرايطى دارد كه مخلص و نيكوكار
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 127 .