تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩

موجود در جامعهء اسلامى - معتزله و اشاعره - نسبت به آن ، دو ديدگاه پيدا شد . حكمرانان عباسى نيز بر مبناى اعتقاد به هر يك از دو بينش ياد شده در هر زمان ، از يك طرف قضيّه حمايت كرده با مخالفان نظريّه خود با شدّت و خشونت برخورد مىنمودند . حكومت عباسى پيش از روى كار آمدن مأمون به مذهب اشاعره گرايش داشت ، و مأموران ، هر فرد معتزلى را كه به او دست مىيافتند ، مىگرفتند و پس از آن او را به كفر و الحاد متّهم مىكردند به قتل مىرساندند ، و يا به زندان مىافكندند . مأمون در دوران خلافت خود به معتزله گرايش پيدا كرد . معتصم و واثق نيز راه او را پى گرفتند . آنان بر اساس همين اعتقاد قائل به مخلوق بودن قرآن شدند و از اين طريق ، بسيارى از مخالفان خود را به بهانه اينكه به مخلوق بودن قرآن اعتراف نمىكردند با شكنجه و زندان و قتل از ميدان بيرون راندند . « 1 » زمانى كه متوكّل به خلافت رسيد به اشاعره گرايش پيداكرد و قائلان به مخلوق بودن قرآن را سخت كيفر نمود . ابن ابى دؤاد ، سردمدار تفكر مخلوق بودن قرآن را از سمت قضاوت بر كنار كرد و اموالش رامصادره نمود ، فرزندش را به زندان افكند و بقيهء اعضاى خانوادهاش را از سامرّا به بغداد تبعيد كرد . و نيز طى بخشنامه‌اى به همهء كارگزارانش از آنان خواست مردم رااز اعتقاد به مخلوق بودن قرآن باز دارند . « 2 » شيعيان و اصحاب ائمه عليها السلام به پيروى از امامانشان در اين جدال و كشمكش وارد نشده و از اظهار دربارهء اين مسأله خوددارى ورزيدند ، از اين رو ، در روايات اهل بيت عليه السلام - بجز يكى دو روايت - و نيز اظهارنظرهاى اصحاب و ياران آنان اثرى از اين بحث نمىبينيم . پيشواى دهم عليه السلام كه رهبرى انديشهء اسلامى رابر عهده داشت و پيدايش چنين اختلافات فكرى و دامن زدن آن را به سود دشمنان اسلام مىدانست ، بحث و جدال دربارهء مسأله

هامش
( 1 ) - به عنوان نمونه مىتوان از شكنجه و آزارى كه احمد بن حنبل ، محمّد بن نوح ، نعيم بن حمّاد خزاعى ، ابويعقوب بويطى و احمد بن نصر خزاعى به جرم اعتقاد نداشتن به مخلوق بودن قرآن از ناحيهء حكومت عباسى در دوران سه خليفهء يادشده متحمّل شدند ، نام برد . ( براى آگاهى بيشتر رجوع كنيد به : البداية و النهاية ، ج 10 ، ص 346 - 349 ) .
( 2 ) - البداية و النهاية ، ج 10 ، ص 329 - 330