در پرتو خواست و دعاى امام عليه السلام ، يكباره بين آسمان و زمين و مشرق و مغرب پر از سپاهيان الهى ( ملائكه ) - كه همگى غرق در سلاحبودند شد . متوكّل با ديدن اين همه نيروى نظامى از وحشت ، مدهوش شد ، و چون به خود آمد ، امام عليه السلام خطاب به او فرمود : ما در دنيا و مسائل مربوط به آن ، با شما به ستيز برنمى خيزيم ؛ ما به امور مربوط به آخرت مشغوليم ؛ بنابراين از آنچه كه گمان مىكنى ، زيانى به تو نخواهد رسيد . » « 1 » امام هادى عليه السلام در اين موضعگيرى ، هم قدرت امامت را به متوكّل نشان داد و او را از فراز تپّه غرور و خودخواهى كه به كمك و همّت نود هزار نيروى مسلّح بر آن برآمده بود ، به درّهء وحشتناك مدهوشى فرو افكند و همهء رشته هايش را پنبه كرد ؛ و هم بابيان چند جملهء آرام بخش - مبنى بر اين كه وجود آن حضرت : تهديدى براى دنياى خليفه نخواهد بود ، شرّ او را از خود دور كرد و زمينه را براى فعّاليّتهاى گستردهتر و بدور از مزاحمت نيروهاى حكومتى فراهم ساخت .
تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 195
مساهمون: على رفيعى
ص١٩٥
درباريان و دولتمردان عباسى به پيروى از اربابشان متوكّل ، امام هادى عليه السلام رابه شيوههاى مختلف ، مورد اذّيت و آزار قرار مىدادند . از جملهء اين افراد « احمد بن خصيب » ، وزير حكومت عباسى در دوران منتصر و مستعين است . وى ، كه فردى تنگ نظر و ستمگر بود ، پيوسته سعى در اذّيت و آزار امام عليه السلام داشت . نمونهاش مشاجرهء او با پيشواى دهم عليه السلام دربارهء خانهء مسكونى آن حضرت است كه بنا حقّ ، اصرار مىكرد امام عليه السلام از خانهء خود بيرون رود و آن را به وى تسليم كند .
امام هادى عليه السلام در پاسخ به خواسته نا به حقّ او ، برايش پيغمام تهديدآميزى فرستاد :
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 156 .