تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢

از شكست او بود گفت : آرى ، جدّ تو است و ما منكر اين انتساب نيستيم . « 1 » آنان پس از اين گفتگو از يكديگر جدا شدند ؛ امّا نتيجهء آن ، خشم و غم جانكاهى بود كه بر دل متوكّل جاى گرفت و همواره او را رنج مىداد ؛ زيرا هر چه انديشيد ، هيچ راهى براى پاسخ گفتن به امام عليه السلام پيدا نكرد . * متوكّل ، در اقدامى ديگر ، « ابن سكّيت » ؛ دانشمند سرشناس آن دوره را وادار كرد كه مسألهء دشوارى را آماده كند و در مجلس مهمّى كه شخصيّتهاى علمى و سياسى از جمله خود متوكّل حضور داشته باشند از امام عليه السلام بپرسند ، شايد از اين طريق بتواند آن حضرت را شكست دهد . « ابن سكّيت » دست به كار شد و همهء مقدّمات را فراهم ساخت ، سپس پرسش نخست خود را در جمع مذكور چنين مطرح كرد : چرا خداوند موسى را با عصا و « يد بيضا » و عيسى را با شفا دادن نابينايان مادرزاد و مبتلايان به پيسى و زنده كردن مردگان ، و حضرت محمّد صلى الله عليه و آله را با قرآن و شمشير فرستاد ؟ امام هادى عليه السلام به تفصيل ، فلسفه و حكمت بعثت پيامبران با معجزات ياد شده را بيان كرد و در توضيح معجزات رسول خدا صلى الله عليه و آله - قرآن و شمشير - و بيان نقش آنها در پيشرفت اسلام ، شمشير را به شمشير برنده و پيروزمند على عليه السلام تفسير كرد و فرمود : با شمشير امام اميرالمؤمنين ، على عليه السلام بود كه سرهاى مشركان و بت پرستان بريده شد و زورمندان عرب از ايستادگى در برابر آن بيم داشتند و مىگفتند : گريز ازميدان نبرد ، ننگ است مگر از شمشير على عليه السلام كه همچون برق ، كشنده است . امام عليه السلام به وسيلهء اين شمشير ، جمع قواى شرك را از هم پاشيد ، وحدت احزاب مخالف رابر هم زد ، اسلام را يارى كرد ، دين را عزّت بخشيد و ( پرچم ) كيان و هستى مسلمانان را بالا برد .

هامش
( 1 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 406 ؛ حياة الامام على الهادى عليه السلام ، ص 241 .