تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
كشتند و فرزندش « منتصر » را به خلافت برگزيدند . « 1 »

6 - متّهم كردن امام عليه السلام به موضعگيرى عليه شيخين

به متوكّل گزارش شد امام هادى عليه السلام آيهء زير را به اوّلى و دوّمى تفسير كرده است : « وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيهِ يَقولُ يا لَيْتَنىِ اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلًا * يا وَيْلَتى لَيْتَنى لَم اتَّخِذْ فُلاناً خَليلًا . » و ( به ياد آور ) روزى را كه ستمكار ، دست خود ( از شدّت حسرت ) به دندان مىگزد و مىگويد : اى كاش با رسول خدا صلى الله عليه و آله رهى برگزيده بودم اى واى بر من ، كاش فلان ( شخص گمراه ) را دوست خود انتخاب نكرده بودم . متوكّل با شنيدن اين گزارش گفت : چاره چيست ؟ گفته شد : مردم را در نقطه‌اى جمع كن و در حضور آنان اين مسأله را از على بن محمّد بپرس . اگر او آيه را اين چنين تفسير كند ( و آن را بر شيخين منطبق نمايد ) حاضران ، خود ، جوابگوى او خواهند بود ، و چنانچه بر خلاف اين تفسير كند نزد يارانش رسوا خواهد شد ! متوكّل پيشنهاد را پسنديد . مجلسى ترتيب داد ، و از قضاوت ، بنى هاشم ، دولتمردان و ديگران دعوت كرد ؛ سپس تفسير آيات ياد شده را از امام عليه السلام پرسيد . حضرت در پاسخ فرمود : « از اين دو نفر در آيه با كنايه ياد شده و خداوند بدين وسيله بر آنان منّت نهاده است . آيا اميرالمؤمنين دوست دارد موضوعى را كه خدا پنهان و مستور داشته است آشكار نمايد ؟ متوكّل گفت : نه ، دوست ندارم . « 2 » و بدين ترتيب و با اين پاسخ حكيمانه ، نقشهء متوكّل را نقش بر آب كرد .

7 - توطئهء قتل امام عليه السلام

توطئه‌هاى متوكّل ، عليه امام هادى عليه السلام يكى پس از ديگرى با شكست مواجه شد و هر
هامش
( 1 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 407 ؛ بحارالانوار ، ج 50 ، ص 204 .
( 2 ) بحارالانوار ، ج 50 ، ص 314 .