از اهداف سياسى ، اجتماعى و فرهنگى اش دست يابد و حريف سرسخت و قدرتمند خود را وادار به اعتراف و ناتوانى و شكست در اجراى نقشههاى خويش نمايد . متوكّل ، در پى ناكاميهاى پى در پى از آن همه تلاش و كوشش بر ضدّ امام هادى عليه السلام ، سرانجام در جمع درباريان از استيصال و درماندگى خود در رويارويى با امام عليه السلام پرده برداشت و با خشم و ناراحتى خطاب به آنان گفت : « واى به حال شما ! « ابن الرّضا » روزگار مرا سياه كرده و مرا سخت ناتوان و سرگردان ساخته است . هر چه تلاش كردم كه جرعهاى شراب بنوشد و در مجلس بزمى همنشين و همبادهء من گردد ، موفّق نشدم و كوشش كردم تا در اين زمينه فرصتى و توفيقى بدست آورم ؛ نشد ! « 1 » اين اعتراف از متوكّل ، از هم در جمع خواصّ ، گوياترين دليل شكست سياسى وى از پيشواى شيعيان است . « 2 » خلاصه در درس گذشته بعضى از كوششهاى كينه توزانه و تلاشهاى مذبوحانهء متوكّل عليه امام هادى عليه السلام رابرشمرديم . اينك ادامهء آنها : 4 - مخدوش جلوه دادن چهرهء امامت و تحقير امام هادى عليه السلام . متوكّل ، با گستاخى ، پيشواى معصوم شيعيان را به شرابخوار ى متّهم كرد . و نيز در موضعگيريها و رفتارهايش سعى مىنمود آن حضرت را تحقير كند و همچون بقيّهء افراد ، يك فرد عادى قلمداد نمايد ، و از امام عليه السلام مىخواست كه پياده در مقابل او رژه برود ، و حتى گاهى دستور مىداد مزدورانش به وى ناسزا بگويند .
تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 188
مساهمون: على رفيعى
ص١٨٨
هامش
( 1 ) - بحارالانوار ، ج 50 ، ص 158 .
( 2 ) - با ملاحظه و مطالعهء درسهاى بعد و شناخت و آشنايى بيشتر نسبت به فعاليتها و مبارزات امام هادى عليه السلام در ابعاد سياسى ، فرهنگى و اعتقادى ، علّت شكست و زبونى متوكّل در برابر امام عليه السلام و استيصال و سردرگمى او بهتر و بيشتر روشن مىشود .