درس پانزدهم واكنش امام هادى عليه السلام در برابر خواست متوكّل ،
نگرشى بر فعّاليّتهاى آن حضرت در مدينه
الف - واكنش امام هادى عليه السلام در برابر خواست متوكّل
پيشواى دهم عليه السلام علىرغم برخوردارى از پايگاه مردمى در مدينه ، مخالفت علنى و موضعگيرى آشكار عليه دستگاه خلافت را مصلحت نديد ؛ بلكه همان سياست مبارزه منفى پدر و جدّ بزرگوارش را دنبال كرد . امام هادى عليه السلام از سوء نيّت و انگيزهء شيطانى متوكّل از احضار او ، آگاهى كامل داشت و مىدانست كه اين سفر يك سفر اجبارى است و خود آن حضرت بعدها به اين مطلب تصريح كرد : « فَحّام » از « منصورى » از عموى پدرش نقل مىكند كه روزى امام هادى عليه السلام به من فرمود : « اى ابوموسى ! من به اجبار و بىميلى به سامرّا آورده شدم . . . . » « 1 » گذشته از آنكه آن حضرت در ادامهء سياست مبارزه منفى خود در نامهاى كه به متوكّل نوشت ، گزارشهاى والى مدينه بر ضدّ خويش را دروغ ، و خود را از هر گونه تلاش و اقدامى عليه حكومت عباسى بدور دانست ؛ اينكه اگر به خواستهء متوكّل و ابراز ارادت و اشتياق او به ديدار آن حضرت پاسه ردّ مىداد ، اتّهامى را كه به او بسته بودند در عمل تأييد مىكرد ؛ چرا كه موضعگيرى وى در برابر درخواست خليفه ، دليل آشكارى بر تمرّد او ، و مخالفتش با نظام حاكم به شمار مىآمد . البته ائمه عليهم السلام از مخالفت با حاكمان جور و مبارزه با حكومت آنان و پيامدهاى آن هراسى نداشتند ؛ بلكه برجستهترين فراز زندگى سياسى آن بزرگواران را - پس از اصل موضوع رهبرى - همين مسأله تشكيل مىداد ؛ ليكن در اين خط مشى نيز همچون ديگر موارد ،