دست گرفتن قدرت و حكومت نبود . حكومت و خلافت از ديد آن حضرت ، از آن جهت مطلوب و موردنظر بود كه در پرتو آن بتواند حقّ را پياده و عدالت را برپا بدارد . بدون شك دستيابى به چنين حكومتى نيازمند زمينهها و شرايطى بود كه جامعهء ناآگاه و منحرف آن روز فاقد آن بود . در چنين موقعيّتى ، دو هدف عمده و مرتبط به يكديگر ، موردنظر امام هادى عليه السلام بود :
1 . حفظ جامعهء اسلامى از نابودى و زوال نهايى ، و روشن نگهداشتن چراغ فروزندهاى كه شعاع نور آن تنها در وجود خود آن حضرت و پيروان و پايگاههاى مردمىاش متجلّى بود .
2 . تلاش براى پىريزى و ساختن جامعهء بيدار و آگاه اسلامى و ارتقاى سطح رشد و ايمان در افراد آن ، به عنوان زمينهاى براى تحقّق خلافت حقّهء اسلامى ، تحت رهبرى الهى جانشينان بحقّ رسول خدا صلى الله عليه و آله .
امام هادى عليه السلام براى دستيابى به اين دو هدف ، در حدود امكانات تلاش كرد و تا آنجا كه شرايط سياسى - اجتماعى ايجاب مىنمود ، خود را از دستگاه خلافت دور نگهداشته ، روش مبارزهء منفى پدران خود را پى گرفت .
موضعگيرى صريح و حادّ در برابر حكومت و برخورد نظامى با آن در آن شرايط ، نه تنها دستيابى به اهداف ياد شده را تضمين نمىكرد كه به ناتوانى و از هم فروپاشى جبههء حق و يا نابودى امام عليه السلام و يارانش منجر مىشد . « 1 »
ب : نگرشى بر فعّاليّتها و مبارزات امام عليه السلام در مدينه
گرچه در متون تاريخى ، بطور تفصيل و مشخّص ، به خدمامت و فعّاليّتهاى فرهنگى ، سياسى و اجتماعى امام هادى عليه السلام در مدينه تصريح نشده است ؛ ولى از شواهد و قراين تاريخى و گفتگوهاى آن حضرت با افراد ، مىتوان به نتايجى دست يافت . اينك پارهاى از
هامش
( 1 ) - امام مهدى عليه السلام و غيبت صغرا ، ص 92 - 94 ( اقتباس ) .