عكسالعمل مردم مدينه
« يحيى بن هرثمه » با در دست داشتن نامه متوكّل و مأموريت بررسى و ارزيابى اوضاع سياسى مدينه و بازرسى منزل امام هادى عليه السلام و انتقال او به سامرّا وارد مدينه شد . هنگامى كه مردم مدينه از ورود « ابن هرثمه » و مأموريت او آگاه شدند ، فرياد اعتراض برآورده ، شيون و ناله سر دادند ؛ بگونهاى كه خود « يحيى » مىگويد : « من تا آن روز آنچنان ضجّه و نالهاى نشنيده بودم » . و بدين وسيله ، اقدام متوكّل را محكوم كردند . « يحيى » كوشيد تا مردم را خاموش و آرام كند . براى اين منظور سوگند ياد كرد كه هيچ گونه مأموريتى كه متضمّن آسيب رساندن به امام هادى عليه السلام باشد ندارد و از ناحيهء او هيچ خطرى آن حضرت را تهديد نمىكند . سپس منزل امام عليه السلام را تفتيش كرد ؛ ولى جز چند قرآن و كتابهاى ادعيه و علوم ، چيز ديگرى نيافت . « 1 » اين جريان ، نشانگر ميزان محبوبيّت و موقعيّت امام عليه السلام در ميان مردم مدينه از يكسو ، و بيم و خوف مردم از سرنوشتى كه از سوى حكومت وقت براى آن حضرت رقم زده شده بود ، از سوى ديگر مىباشد . پيروان اهل بيت عليه السلام از اين موضوع متأثّر و بيمناك بودند كه با تبعيد امام عليه السلام و پيشوايان به مركز خلافت ، از فيض وجود و فوز درك محضر آن امام بزرگوار محروم مىگشتند ؛ چون آنان با تجربهاى كه از جريان تبعيد پدران گرامى آن حضرت ، امام رضا و امام جواد عليهما السلام به مركز حكومت عباسى داشتند ، مىدانستند يكى از انگيزههاى مهمّ حكمرانان عباسى از فراخوانى پيشوايان اسلام به مركز خلافت ، محروم ساختن مردم از وجود پرفيض ايشان است .