مهمتر از آن ، شيعيان بر وجود پيشواى دهم عليه السلام بيمناك بودند . آنان با شناختى كه از متوكّل و شدّت كينه و دشمنى او نسبت به حضرت على عليه السلام و فرزندان او داشتند ، احتمال قوى مىدادند كه هدف وى از احضار امام عليه السلام به شهادت رساندن آن حضرت باشد ، و اين احساس در چهرههاى گريان و نالهها و ضجّههاى آنان به هنگام ورود « پسر هرثمه » به مدينه براى بردن امام عليه السلام ، به روشنى پيدا بود ؛ بگونهاى كه خود « يحيى » اين حقيقت را درك كرده بود ؛ از اين رو ، سعى مىكرد با سوگند دروغ چنين وانمود كند كه هيچگونه خطرى امام عليه السلام را تهديد نمىكند .
با اين حال « يحيى بن هرثمه » مأموريت خود را با جدّيت و قاطعيّت انجام داد و خانهء امام هادى عليه السلام را تا آنجا كه مىشد بازرسى كرد ، تا شايد مردك و سندى كه نشانگر مخالفت آن حضرت با سياستهاى نظام حاكم باشد به دست آورد و آن را تأييدى بر گزارشهاى داده شده به متوكّل و بهانهاى براى تبعيد آن حضرت به « عسكر » قرار دهد .
خلاصه
متوكّل با اتّخاذ سياست ارعاب و ترور ، هر چند محيط جامعه را براى شيعيان نا امن كردن بود ، ليكن در مقابل ، امام هادى عليه السلام نيز با فعّاليّتهاى بنيادىِ فرهنگى و سياسى و به دست گرفتن رهبرى شيعيان ، مدينه را به پايگاه مبارزه عليه سياستهاى نظام حاكم و كانون خطرى جدّى براى متوكّل تبديل كرده بود .
مدت سيزده سال از دوران امامت پيشواى دهم عليه السلام در مدينه سپرى شد . امام عليه السلام در اين مدت با استفاده از فرصت و شرايط فراهم آمده ، به تبيين و گسترش معارف اسلام و رهبرى مسلمانان همّت گمارد و شيعيان و دوستان اهل بيت عليه السلام را كه در آن زمان تعدادشان رو به فزونى بود ، از سرچشمهء زلال دانش امامت و فرهنگ ناب ، سيراب كرد .
امام هادى عليه السلام در مدينه موقعيّت ممتازى داشت و در واقع ، دولتى در مقابل دولت عباسى تشكيل داده بود و همين امر ، مزدوران عباسى در مدينه را به وحشت انداخت و
تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 149
مساهمون: على رفيعى
ص١٤٩