با توجّه به اين مقدمه ، موضعگيريهاى تند و كينه توزانهء متوكّل نسبت به اميرمؤمنان عليه السلام و فرزندان آن حضرت ، امرى عادى است و مورد انتظار خواهد بود ؛ چرا كه منطبق با سرشت پليد و طينت كفرپيشهء او است . در درس پيش به بعضى از برخوردهاى متوكّل با علويان اشاره كرديم ، دشمنى اين خليفهء عبّاسى نسبت به علويان به خاطر رابطه و انتسابى است كه اين افراد با امامان معصوم عليه السلام داشتند . در حقيقت ، اين امامان عليه السلام بودند كه دشمن اصلى خلفا به شمار مىآمدند و سياستگذارى و برنامهريزى اصلى خلفا در جهت حذف اين جانشينان به حق پيامبر صلى الله عليه و آله از صحنه سياسى و فرهنگى جامعه اسلامى بود ، ليكن همه آنها در شرايطى نبودند كه بطور مستقيم و آشكارا به مصاف با آنان بروند .
متوكّل - به لحاظ برخوردارى از ويژگيهاى اعتقادى و نفسانى و نيز فراهم آمدن پارهاى از شرايط سياسى - از جمله خلفايى بود كه بيش از پيشينيان خود و جريتر و آشكارتر از ايشان به نبرد با جبهه امامت رفت و در اين رابطه نه امام هادىِ تنها كه اساس و ريشه امامت را هدف قرار داد و با ابزار و حيلههاى مختلف ، سعى در از بين بردن اصل مكتب و جبهه امامت و حذف آن از نظام سياسى - اجتماعى اسلام داشت ؛ درست همان سياستى كه معاويه در ميان خلفاى اموى در پيش گرفته بود .
در ادامه اين درس به برخى از جنايات و تلاشهاى مذبوحانهء متوكّل ، نسبت به اميرمؤمنان ، همسرش حضرت زهرا و فرزندش امام حسين عليهم السلام اشاره مىكنيم .
جرم بودن نقل فضائل اهلبيت عليه السلام
نور و ظلمت با يكديگر در تضادّ هستند و همين تضادّ ، آنها را به ستيزى هميشگى در برابر يكديگر كشانده است ؛ آنجا كه نور است جاى خودنمايى ظلمت نيست ، پس موجوديّت ظلمت بستگى به نبودن نور و روشنايى دارد . متوكّل مصداق بارز ، بلكه نهايت ظلمت است . وقتى مىتواند در جامعهء اسلامى خودنمايى كند و به حيات خويش ادامه دهد كه خورشيد وجود امامان عليه السلام خاموش باشد ؛ از اين رو ، هر كس هم كه بخواهد