تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
همگى اين شعر را بخوانند :
غارَ الْفَتى لِابْنِ عَمِّهْ * رَأْسُ الْفَتى فى حِرِ امِّهْ « 1 »

- اين جوان به خاطر پسر عمويش به غيرت آمد . سرِ او در فلان مادرش باد ! « ابن اثير » پس از نقل اين داستان مىافزايد : اين رفتار متوكّل يكى از عواملى بود كه موجب شد « منتصر » كشتن پدرش را روا بداند . متوكّل از آن جهت « على بن جهم » را به دربار خود جذب كرد و او را جزو نزديكان و خواص خود قرار داد كه وى دشمن سرسخت حضرت على عليه السلام بود . « ابن ابىالحديد » مىنويسد : روزى « ابوالعيناء » ديد على بن جهم اميرمؤمنان عليه السلام را مذمّت مىكند . به او گفت : مىدانم چرا اميرمؤمنان عليه السلام را ناسزا مىگويى ؛ او را از آن جهت مذمّت مىكنى كه لوط دهنده و لواط كنندهء همرَوِش قوم لوط را كشت و تو از دستهء اوّل بودى كه مورد استفاده قرار مىگرفتى . « 2 » متوكّل نه تنها به اميرمؤمنان عليه السلام كه به همسر گرامىاش حضرت زهرا عليها السلام نيز ناسزا مىگفت . نوشته‌اند : روزى منتصر شنيد كه متوكّل به حضرت زهرا عليها السلام ناسزا مىگويد . حكم مسأله را از يكى از علما پرسيد . وى در پاسخ گفت : كشتن او واجب است ؛ ولى آن كس كه پدرش را بكشد عمرش كوتاه مىگردد . منتصر گفت : اگر با كشتن او اطاعت خدا را كرده باشم از كوتاهى عمر خود بيم ندارم . پدرش را كشت ولى پس از آن فقط هفت ماه زنده ماند . « 3 »

هامش
( 1 ) - ماثر الانافه ، ج 1 ، ص 230 ؛ كامل ، ج 7 ، ص 55 .
( 2 ) - شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 123 .
( 3 ) - الشيعة و الحاكمون ، ص 171 . از اين داستان و داستان پيش از آن و نيز موضعگيريهاى درست منتصر بر مىآيد كه اين خليفهء معاصر امام هادى عليه السلام در ارتباط با مكتب امامت ، روشى مخالف با ديگر خلفا داشته است . در منابع تاريخى آمده است : منتصر نسبت به اميرمؤمنان عليه السلام و خاندان او علاقمند بود و با علويان خوشرفتارى نمود ( ماثرالانافه ، ج 1 ، ص 238 ) . او در نخستين اقدامات ، « صالح بن على » را كه فردى ستمگر و بدخواه علويان بود از فرماندارى مدينه بر كنار و « على بن حسين » را جايگزين او كرد ، و او را به خوشرفتارى نسبت به علويان سفارش نمود ( كامل ، ج 7 ، ص 116 ) . از ديگر اقدامات او بازگرداندن فدك به نوادگان امام حسن و امام حسين عليهما السلام ، آزاد كردن اوقاف و ديگر اموال متعلَّق به آل ابوطالب و رفع ممنوعيّتِ زيارت اميرمؤمنان و امام حسين عليهما السلام است . ( كامل ، ج 7 ، ص 116 و تتمة المنتهى ، ص 330 ) .