متوكّل و علويان
متوكّل عبّاسى در مقايسه با ديگر زمامداران معاصر امام هادى عليه السلام نسبت به علويان ، سرسختتر و كينهتوزتر بود . « ابوالفرج اصفهانى » مىنويسد : متوكّل نسبت به خاندان ابوطالب بسيار بدرفتار بود ، و با خشونت و تندى با آنان برخورد مىكرد ، و كينهء سختى از ايشان بر دل داشت ، و پيوسته نسبت به آنان بدگمان بود و آنها را متّهم مىكرد . . . . كار بدرفتارى متوكّل نسبت به علويان در حدّى بود كه هيچ يك از خلفاى بنىعباس با آنان چنين رفتارى نكرده بودند . « 1 » و نيز مىنويسد : در دوران حكومت واثق فرزندان ابوطالب در سامرّا جمع بودند و در رفاه به سر مىبردند ؛ ولى در روزگار متوكّل همگى متوارى و پراكنده شدند . « 2 » « ابوالفرج اصفهانى » به علل اين سختگيريها و كينهتوزيها اشاره نكرده است ؛ ولى شايد بتوان علاوه بر گرايشهاى اعتقادى و جنبههاى روحى و نفسانى وى - كه در پيشگويى اميرمؤمنان عليه السلام بدان اشاره شده بود - دو عامل ديگر را بر آن افزود : 1 . مأمون در دوران زمامدارى خود در نزاع بين « اهل حديث » و « معتزله » ، به « معتزله » گرايش داشت و در مسائل اعتقادى و جريانات سياسى همواره از اين فرقه حمايت مىكرد . اهل حديث به عنوان يك فرقهء عثمانى مذهب ، موضع مخالف و حادّى عليه اميرمؤمنان داشتند ؛ ولى در ميان معتزلهء بغداد نسبت به آن حضرت ، گرايش مثبتى وجود داشت . معتصم و واثق نيز همين سياست مأمون را تا حدودى دنبال كردند . نتيجهء اتخاذ اين روش اين بود كه علويان و پيروان اميرمؤمنان عليه السلام تا حدودى از آزادى عمل برخوردار بوده را