كه اهلبيت عصمت و طهارت عليه السلام را دشنام مىدادند ، از آن جمله مىتوان از بذل و بخششهاى او به شاعر مزدور ؛ « مروان بن ابىالجنوب » ياد كرد . وى به پاداش كينهتوزى اين شاعر دين به دنيا فروخته و بدگويى او از علويان ، او را غرق در طلا و پول كرد و فرمانروايى يمامه و بحرين را به او سپرد . مضمون بعضى از اشعار او كه استحقاق اين همه صلهء شاهانه را پيدا كرد چنين است : - حكومت خليفه ، جعفر « 1 » ، موجب امنيّت دين و دنيا شده است . - ميراث محمّد ، از آنِ شماست ، علاوه بر آنكه به وسيلهء شما بىعدالتىها از بين مىرود . - دخترزادگان ( پيامبر ) اميد به ارث بردن دارند ؛ در حالى كه به اندازه ناخنى حق ندارند ! - داماد ( يعنى على عليه السلام ) ارث نمىبرد و دختر ، وارث امامت نمىشود ! « 2 »
هامش
( 1 ) - جعفر نام متوكّل است .
( 2 )- مُلْكُ الْخَليفَةِ جَعْفَرٍ * لِلدّينِ وَ الدُّنْيا سَلامَهْ
لَكُمْ تُراثُ مُحَمّدٍ * وَ بَعْدُ لَكُمْ تُنْفَى الظَّلامَهْ
يَرْجُوالتُّراثَ بَنُوا الْبَنا * تِ وَ مالَهُم فيها قُلامَهْ
وَ الصَّهْرُ لَيْسَ بِوارِثٍ * وَ الْبِنْتُ لاتَرِثُ الْامامَهْ( كامل ، ابن اثير ، ج 7 ، ص 101 ) .
شاعر آزاده و متعهّدى به نام شيخ يعقوبى به ياوهسراييهاى « ابن ابى الجنوب » پاسخ داده و خطاب به او گفته است :لاسَنَحَ فى واديكَ يا * بْنَ ابىِ الْجُنوبِ حَيَا الْغَمامَه
قَدْ بِعْتَ دينَكَ بِالَّذى * حاوَلْتَ مِنْ دُنْيَا الْيَمامَهْ
فَمَدَحْتَ مَلِكاً ما بِهِ * لِلدّينِ وَ الدُّنْيا سَلامَهْ
لَوْكُنْتَ تَنْصِفُ ما لِغَيْرِ * الْالِ فيها مِنْ قُلامَهْ
وَ قَدْ غَرَّكَ الطَّمَعُ الْخَسيسُ * وَ غايَةُ الطَّمَعِ النِّدامَهْ
لَيْسَ الْخَلافَةُ لِلْالى * شَغَفُوا بِكاساتِ الْمُدامَهْ
الصِّهْرُ اوْلى فى مَواريثِ * النُّبُوَّةِ وَ الْامامَهْ- اى پسر ابى الجنوب ! ابر شرم و حيا در بيابانهاى وجود تو گذر نكرده است .
- تو دينت را به انگيزه دستيابى به رياست دنيوى و فرمانروايى بر سرزمين يمامه فروختى .
- پادشاهى را ستايش كردى كه دين و دنيا از دست او در امان نيستند .
- اگر تو انصاف داشتى ( مىگفتى : ) غير اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله به قدر ناخنى در آن ارث حق ندارند .
- تو را حرص و طمعى پست و بىارزش فريفته است و عاقبت طمع ، پشيمانى است .
- ميراث پيامبر صلى الله عليه و آله به فاسق و فاجر نمىرسد ، و ظلم و ستم ، دادخواهى را از بين نمىبرد .
- خلافت از آنِ كسانى نيست كه همواره دلبسته به جامهاى شرابند .
- داماد - يعنى على عليه السلام - در مورد ارث نبوّت و امامت از ديگران سزاوارتر است .
( حياة الامام على الهادى عليه السلام ، ص 292 ) .